تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥ - شرح آيات
قرار داد، و خشكى را ضد ترى، و زبرى را ضدّ نرمى، و سردى را ضد گرمى؛ ميان دشمنان تأليف و نزديكى پديد آورد، و ميان/ ٦٦ نزديكان جدايى افكند، كه اين جدايى دليلى بر جدا كننده است، و تأليف دليلى بر مؤلف و ايجاد كننده الفت، و قول او چنين است وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. و ميان قبل و بعد جدايى افكند تا دانسته شود كه او را نه قبلى است و نه بعدى، غرائز او گواه آن است كه غريزه ساز خود غريزه ندارد، و وقت گذارى او خبر از آن مىدهد كه وقت گذار را وقتى نيست، بعضى از آنها حجاب بعضى ديگر است تا دانسته شود كه بين او و آفريدگانش حجابى وجود ندارد». [٤٣] لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ «باشد كه شما به ياد داشته باشيد و از آن پند گيريد.» هر وقت كه احساس نياز به خدا پيدا مىكنيد، معرفت شما به او افزايش مىيابد، و نيز در آن هنگام كه نياز شما را برآورده مىسازد. حق آن است كه معرفت خدا عاليترين هدف آفرينش جهان است. مگر نه اين است كه معرفت راه نزديكى و تقرب پيدا كردن به خدا است و انس گرفتن به مناجات با او و رستگار شدن به يادآورى او؟
[٥٠] ولى چگونه مىتوانيم به طرف خدا صعود كنيم در حالى كه عوامل نقص و عجز ما را احاطه كرده است: از نفس امّاره به بدى پرداختن به گناه را در نظر ما آرايش مىدهد و ما را به پس انداختن توبه وامىدارد، تا شيطانى كه ما را گمراه مىسازد و كارهاى زشت را براى ما مىآرايد و زيبا جلوهگر مىسازد، و قلبهاى ما را از آرزوها و وسوسهها و پندارها پر مىكند، و تا طاغيان زمين كه راههاى زندگى را چندان بر ما تنگ مىكنند تا امور خودمان را به ايشان تسليم كنيم، و آنان را شريك دين و دنياى خود قرار دهيم، و تا مجتمع فاسد، و تربيت تباه كننده، و فرهنگ گمراه كننده ... و ... همه اين عوامل ما را به درهاى عميق فرو مىافكنند،
[٤٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٣٠.