تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٩ - شرح آيات
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ «نزديك شد ساعت و ماه شكافته شد.»/ ٢١٢ ابن عباس گفت: «مشركان به نزد رسول اللَّه (ص) گرد آمدند و گفتند
اگر راست مىگويى ماه را براى ما بشكاف و دو پارهاش كن، پس رسول اللَّه (ص) گفت كه: اگر چنين كنم ايمان خواهيد آورد؟ گفتند: آرى، و آن شب شب چهاردهم ماه بود، پس رسول اللَّه (ص) از خدا خواست كه آنچه را كه آنان خواستار شدهاند به او بدهد، و ماه در زمان رسول اللَّه (ص) به دو قسمت شد و رسول اللَّه (ص) بانگ برداشت كه اى فلان و اى فلان، گواه باشيد»، [٤] تا جايى كه بعضى از آنان گفتند كه ما ميان دو پاره ماه فاصله را مشاهده كرديم.
شكافته شدنى كه در زمان رسول صورت گرفت يا بعد صورت بگيرد، از نمودهاى جهانى دليل بر نزديكى ساعت است، ولى قرآن سخن گفتن از ساعت را مقدم بر سخن گفتن از نمود شكافته شدن ماه قرار داده است، بدان سبب كه محور و هدف سوره بحث از ساعت است، و چه هراس انگيز است ساعت قيامت، و چگونه مىتواند چنين نباشد در صورتى كه با آن كوههاى بلند به راه مىافتند و به صورت سرابى درمىآيند، و ستارگان همچون مهرههاى يك گردنبند پاره شده از هم پراكنده مىشوند، و زمين دچار زلزلهاى شديد مىشود! زلزله ساعت چيزى عظيم است! سخت ايجاد هراس مىكند! و اثرى عميق بر جاى مىگذارد كه از وسعت آن آگاهى نداريم، و تأثير آن منحصر به جهان بشرى نيست، بلكه انقلاب و تغيير جهانى قاطعى است كه در آن نقش آدمى بر روى زمين به پايان مىرسد، در صورتى كه خدا هر چه را كه به روى زمين است به خاطر او آفريده بود، و به همين سبب رفتن او مقتضى پيدايش تغييرى قاطع در زمين است. و پروردگار ما نگفت (قربت) بلكه گفت «اقتربت»، و اين حروف افزوده شده بر فعل مجرد و به صورت مزيد فيه درآمدن آن از باب افتعال دليل بر به كار گرفته شدن مقدارى از قوه و تلاش براى اين
[٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٧٤.