تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١١ - شرح آيات
سپس پايان مىپذيرد، و مشركان از اين امر آگاه بودند، ولى قبول كردند كه براى جادو به گونه ديگرى قايل شوند كه سابقهاى نداشت و در تاريخ ديده نشده بود، و اين را قبول نكردند كه قرآن رسالهاى از خدا است، چه سبب پذيرفتن مسئوليت واجبى براى ايشان مىشد، و در آن هنگام او عنوان رسول خدا بر ايشان را نيز پيدا مىكرد، در صورتى كه آنان به هر وسيله و بهانه متوسل مىشدند تا از زير بار قبول مسئوليت بگريزند، و محتمل است كلمه مستمرّ يك معنى قوى نيز داشته باشد، و آن اين كه جادو و سحر از آن روى قوتى ندارد كه خيال است نه واقعيت، و علاوه بر اين قرآن افكار و گفتههاى متناقض خود آنان را ثبت مىكرد و آنها را براى بيان بطلان خود آنها و گمراهى معتقدان به آنها به كار مىبرد.
پيش از اين گفتيم كه گفته ايشان حاكى از اين كه رسالت و آيات آن سحر است، اعترافى به تأثير بالغ قرآن بر روى ايشان بود، و بر اين كه نمىتوانند همانند آن را بياورند، و اين كه قرآن نيز مانند سحر بر قلبهاى ايشان تأثير مىگذارد،/ ٢١٤ پس به اين اعتراف مورد مؤاخذه قرار مىگرفتند، و تفسير ايشان بر اين كه قرآن شبيه سحر است از اعتبار مىافتاد، چه سحر ممكن نيست بيش از چند لحظه دوام كند بدان سبب كه چيزى جز تأثير موقت در خيال نيست.
[٣] آيه بعدى تأكيد بر آن دارد كه توجيه باطل در نزد خدا برابر دروغ محض است، و بلكه از آن سختتر است، و به همين جهت توجيه انسان چيزى را از واقعيت تغيير نمىدهد، و نيز از جزاى آن در نزد پروردگارش، چه خداوند متعال به ظاهر نگاه نمىكند و كسى را بنا بر آن مورد مؤاخذه قرار نمىدهد، بلكه به حقايق واقعى نگاه مىكند، و آنها را معيارى براى جزا دادن قرار مىدهد و إنه يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ «از چشمك زدن چشمها و نهفتههاى در سينهها آگاه است». [٦] وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ «و تكذيب كردند و پيرو هواهاى خويش
[٦] - غافر/ ١٩.