تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٢ - شرح آيات
شدند.» پيروى از هوا سبب تكذيب است، به همان گونه كه هدف آن است، و اين آيه دليلى آشكار بر باطل بودن عذر ايشان است، و رد كردن آن به توسط خدا توجيهى مشروع براى اعراض آنان از حق به شمار مىرود، چه خدا آنان را با مكذّبان برابر شمرده است.
وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ «و هر امرى استقرار يافته است.» سنّتهاى زندگى دنيا و آخرت و مقياسهاى آنها حقايقى اقامه شده و ثابت و تغيير ناپذير (مستقر) است، پس آنها را نمىتوان با هواى نفس يا به آرزوهاى بشرى تغيير داد، و اين آيه به چيزى اشاره دارد كه آيات ديگر قرآن آن را بيان كرده است، همچون اين گفته خدا لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ، [٧] وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ، [٨] وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى، [٩] إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً، [١٠] به همان گونه كه سخن حكمت آميز على (ع): «كارها مرهون به اوقات خويش است»/ ٢١٥ از همين آيه كريمه الهام گرفته است، و اين تفسير جامع آراء مفسّران است كه مىگويند كه امر مستقر همان پايانهاى امور است، يعنى عاقبت كارها استقرار يافته بر ارزشهايى ثابت است، به همان گونه كه كشتى در كنار ساحل لنگر مىاندازد، يا چنان كه گفتهاند: عاقبت حسنى است و عاقبت شر سويى، و بعضى گفتهاند: مقصود از آن قيامت است كه سفينه دنيا در كنار آن لنگر مىاندازد، بدان جهت كه همچون امرى واقعى و محسوس مىشود و حق از باطل تمايز پيدا مىكند.
آرى، هر امر واقعى حق است و به زودى در جاى خود مستقر مىشود، و استوارى هر چه بيشتر پيدا مىكند و على رغم اوضاع و احوال و عوامل متضاد با آن چنين مىشود، و استقرار يافتن آن بيش از ميليونها كلمه حاوى دلالت است، پس
[٧] - رعد/ ٣٨.
[٨] - الأعراف/ ١٢٨.
[٩] - طه/ ٦٩.
[١٠] - الإسراء/ ٨١.