تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٤ - شرح آيات
است كه هيچ كس را عذرى براى اعراض كردن از آنها و از دلالتهاشان باقى نماند، و چنان است كه خود او آنها را چنين توصيف كرده است
حِكْمَةٌ بالِغَةٌ «حكمتى است بالغ و رسا.» و بلوغ در اين جا به معنى تمام و كمال است، و به همين جهت است كه چون مرد از لحاظ نفس و عقل و اندام كمال پيدا كند، و ميوه چون كامل شود و هنگام رسيدن آن باشد، مىگويند كه بلوغ پيدا كرده است، و معنى ديگرى كه اين كلمه آن را مىرساند، رسيدن است، و حكمت الاهى از لحاظ ژرفا و فراگيرى كامل است، و از لحاظ محتوى و اسلوب هيچ نقصى ندارد، و سپس خدا آن را به توسط پيامبران مبلغ خود به مردمان رسانيده است، پس عذرى براى آن ندارند كه رسولى براى آنان فرستاده نشده، و اين آيه شبيه است به آن گفته خداى تعالى كه گفت فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ «پس حجت بالغه از آن خدا است، و اگر مىخواست همه شما را هدايت مىكرد». [١٢] بنا بر اين زندگى بيسامان و آشفته نيست، بلكه براى خود قوانين مستقر و ثابت دارد، و انسان نيازمند حكمت بالغهاى است كه از اين واقعيات حق و حقيقى سرچشمه گرفته باشد، تا بتواند چنان كه شايسته است در آن به سر برد، و اين را در كتاب خدا گسترده مىبينيم كه حكمت بالغه عظمى و نعمت كبرى و هديه الاهى به انسان است، و رسولش (ص) آن را ابلاغ كرده است، پس چرا بشريت در اين گمراهى كه مشاهده مىكنيم زندگى مىكند؟ و پاسخ آن است كه: زيرا كه به آن ايمان نياورده و آيات آنان را مورد تطبيق و كاربرد قرار نداده است. ميان خود آن آيات حكمت حجابهايى از اعراض و توجيه و تكذيب و هواى نفس برقرار كرده است.
فَما تُغْنِ النُّذُرُ «پس از بيم دادنها سودى به دست نمىآيد.»/ ٢١٧ چنان فرض مىشد كه بيم دادن مانع پيروى ايشان از گمراهى و باطل
[١٢] - الأنعام/ ١٤٩.