تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٦ - شرح آيات
بپذيرند، همچون كارى كه بعضى از علماى دين مسيح كردند و براى جلب موافقت هيئت حاكمه يا مردمان عوام چيزهايى را به دين افزودند كه از آن نبود، و اين همه براى آن بود كه به ديندار شدن مشتاقشان سازند، و بعضى از جاهلان اهل دعوت مسلمانان نيز گاه چيزهايى بر دين افزودهاند/ ٢١٨ كه طاغيان و عوام الناس را به خود جلب كنند و مايه رضايت خاطر ايشان را فراهم آورند، و خدا از اين گونه كسان بىنياز است و نيز از هر كس كه از اين راه بخواهد مردمان را به دين حق اسلام درآورد.
در اين شك نيست كه مؤمن به آن حرص دارد كه هر چه بيشتر مردمان را هدايت كند، و خير آنان را مىخواهد، و بنا بر اين ترك كردن آنان و آتشگيرانه جهنم ساختن ايشان بر ايشان دشوار است، چنان كه سيد الشهداء امام حسين (ع) ريش خود را به خون كشتهاى رنگين مىكرد، و چون يكى از دشمنانش او را در اين حال ديد گفت: اى پسر فاطمه! آيا از ترس كشته شدن گريه مىكنى؟ و او گفت
«نه، ولى براى آن كه مىدانم شما با كشتن من به آتش داخل خواهيد شد»، و به خاطر همه اينها است كه فرمان مكرّر به ترك معرضان در قرآن آمده است.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ «پس از آنان روى بگردان و دورى گزين.» به حال خودشان واگذار و چشم به راه باش، و تقدير اين فعل به سياق نزديكتر از گفته بعضى از مفسران است كه گفتهاند: و به ياد روز قيامت باش كه خواننده مردمان را به چيز بدى دعوت مىكند، بدان جهت كه چشم به راه روز رسيدگى به خلافها بودن مسئلهاى شناخته شده در آيات قرآن كريم است.
گاه اين دورى گزيدن تنها به دنيا اختصاص ندارد بلكه شامل آخرت نيز مىشود، چه پروردگار ما به پيامبر خود دستور داده است كه با وجود صاحب شفاعت بزرگ در روز قيامت بودن، از آنان اعراض كند، آن هم در روزى كه همه مردمان حتى رسولان و پيامبران از او (ص) خواستار شفاعت مىشوند، از آن روى كه راه نزديكتر براى رسيدن به بهشت است. و در حديثى از سماعة بن مهران آمده است كه ابو الحسن (ع) گفت: «اگر نيازى به خدا دارى، بگو: «اللهم إنّى أسألك بحق