تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - شرح آيات
برمىانگيزد و زنده مىكند.
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى «و اين كه بر عهده او است پديد آوردنى ديگر.» و كلمه «عليه» اشاره به آن است كه بعث براى رسيدگى به حساب حق و پيمانى است كه خداوند متعال بر عهده خود گرفته است.
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى «و او است كه بىنياز مىكند و نگاه مىدارد.» انسان با نظر كردن به اسباب ظاهرى ثروتمندى و بىنيازى چنان تصور مىكند كه او خود سبب ثروتمند شدن خويش است، ولى چون به دقت نظر كند، اين را مىيابد كه ثروت او از جانب خدا و به توفيق او به وى رسيده است. پس چرا بايد به مال خود مغرور شود/ ١٩٣ و با تكيه كردن بر آن بر حق تكبر ورزد؟
بعضى مىپرسند كه: اگر كارها به دست خدا است و همه چيز به او پايان مىپذيرد، پس سعى چه ضرورتى دارد؟ و چرا پروردگار ما پيش از اين بيان كرد كه انسان چيزى جز دستاورد سعى خويش ندارد؟ و شايد بعضى از مردم آياتى همچون اين آيه را دليل دست كشيدن خود از كار گرفته يا دليلى براى مذهب مردود عقلى و شرعى جبر گرفتهاند.
ولى نظرى فراگير در اين آيات جواب اين پرسشها را مىدهد، چگونه؟
امور به دست خدا است، ولى خدا به حق فرمان مىدهد و آن را اجرا مىكند، پس او است كه عدالت روان شده در آفرينش را تضمين مىكند، و او است كه سعى انسان را به او بازمىگرداند، و در برابر آن جزاى كامل به او مىدهد. و اگر اين اعتقاد وجود نمىداشت كه خدا روان شدن عدالت را تضمين مىكند، بعضى چنان گمان مىكردند كه مىتوانند از مسئوليت سعى خود بگريزند، يا بيم آن مىرفت كه سعى ضايع و بىحاصل شود.
بنا بر اين سعى محور جزا است، ولى چون جزا دادن به دست خدا است، پس اين سعى تو نيست كه تو را مستقيما به آنچه مىخواهى مىرساند، بلكه به ميانجيگرى اراده خدا و جزاى او چنين مىشود، پس معادله بدين صورت درمىآيد