تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٩ - شرح آيات
انسان در برابر پاداش و جزاى نيكو مىخندد، و از جزاى بد به گريه مىافتد، خواه در دنيا باشد و خواه در آخرت. و خدا آنها را براى انسان مقدر مىكند، و از خوشبختى نفسى و مادّى چندان نصيب او مىكند كه به خنده مىافتد (به پاداش عمل نيكى كه انجام داده است). يا (به سبب بدى عملش) گرفتار انتقام مىشود و نعمتها از دسترس او بيرون مىرود و قلبش را همّ و غم مىفشارد و به گريه مىافتد. و قرآن نگفت افرح (شادش كرد) و احزن (اندوهگينش كرد)، بدان جهت كه خنده و گريه حدّ اعلاى فرح و حزن است و از آشكارترين مصداقهاى آنها. و چون ميان آنها مسافت زيادى وجود دارد، ناگزير بايد بيان شود تا ژرفاى فاصله ميان خير و شر، و ميان جزاى نيك و عقاب شناخته شود، و باشد كه ما از اين راه بعضى از ابعاد مسئوليت خويش را در برابر كارهامان خوب بفهميم.
وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا «و اين كه او مىميراند و زنده مىكند.» شايد معنى حيات در اين جا استمرار و حفظ كردن آن بوده باشد، همچون در اين گفته خداى تعالى وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً «و هر كه آن را زنده برجاى گذارد، چنين است كه گويى همه مردمان را زنده نگاه داشته است»، [٨٣] و امر مرگ و زندگى به دست خداى متعال است، هر سببهاى ظاهرى كه مىخواهد داشته باشد، زيرا كه خدا امور را با اسبابها به جريان مىاندازد، چنان كه زندگى يكى به دست پزشك محفوظ مىماند، يا مرگ او به دست جلّادى مقدّر مىشود.
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى* مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى «و اين كه او جفت زن و مرد را از آبى كه ريخته مىشود (نطفه) آفريد.» پروردگار ما درباره اين حقيقت كه همه چيز به او منتهى مىشود تأكيد مىكند، و سپس مثالهايى براى آن مىزنند كه هر چه بهتر آن را در وجود ما استقرار بخشد، چه انسان گاه به كشف قوانينى موفق مىشود كه زندگى بر وفق آنها جريان
[٨٣] - المائدة/ ٣٢.