تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - شرح آيات
نظارت و فرمانروايى عام و هميشگى او بر هستى است، و جهان چنان نيست كه به ادعاى پيروان گمراه ماركس همچون شعلهاى باشد كه هميشه وجود داشته و هميشه نيز برقرار خواهد ماند. آنچه مىميراند و زنده مىكند، طبيعت نيست، و سنتها و نظامها و قوانين چنين ثبات مطلقى ندارند، و آن كه در آفرينش تصرف مىكند خدا است، و هر چيز ثبات و استقرار خود را از او دارد، و او هر وقت بخواهد، آن را به هر صورت كه بخواهد و اراده كند تغيير مىدهد. و چون به زندگى نگاه كنيم، اين حقيقت را به وضوح در آن مشاهده مىكنيم، پس در كنار ثابتها متغيرهايى ناشناخته بر انسان وجود دارد. پزشك پس از معاينه بيمار نسخهاى براى او مىنويسد، ولى به اين معترف است كه همه بيماريها را ١٠٠% نمىشناسد، و تضمين درمان صد در صد نمىدهد، چرا؟ از آن روى كه حاشيه ناشناختهاى در بيمارى و درمان وجود دارد، چه گاه عوارض بيماريها در يكديگر تداخل پيدا مىكند، يا اين كه گاه بدن داروى درمان را در بدن خود نمىپذيرد، و به همين سبب پزشك به بيمار خود مىگويد كه
بيمارى تو ظاهرا فلان بيمارى است، و اين دارو و ان شاء اللَّه آن را درمان مىكند. و از پزشكى تا هر ناحيه و ميدان در زندگى پيوسته جاهايى خالى در قوانين طبيعى وجود دارد كه علم و قدرت آدمى توان پر كردن آن تهيگاهها را ندارد و مشيت خاص خداوند متعال به اين كار اختصاص دارد. و به همين جهت هيچ كس اعتماد و وثوق كلى صد در صد به علم و نيروى خود ندارد، بلكه با اين شك زندگى مىكند كه آينده چيزهايى را پيش خواهد آورد كه احتمال آنها را نمىداده است. آرى، آزمودههاى بىحساب و شمار به او آموخته است كه او مالك و فرمانرواى كاينات نيست، و بلكه مالك نفس خود نيز نيست، چه بسيار اتفاق افتاده است كه براى آينده خود برنامه ريزى كرده، و تغيير متغيرها برنامه او را دگرگون ساخته است، و چه بسيار عزيمت قلبى بر چيزى پيدا كرده و پيشامدهاى ناگهانى اسباب فسخ عزيمت او را فراهم آورده است، و بدين گونه در ضمير هر كس اين انديشه وجود دارد كه دست غيب بر آفريدگان فرمانروايى مىكند نه دست او، و اين حجتى بالغه است كه پروردگارمان سبحانه و تعالى ما را به آن هدايت كرده است. و اين گفته از