تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٢
آمرزش كنند و شفيع او باشند، گفت: پس از آن ملك الموت پيوسته به او آب مىنوشاند و آرزوى خير براى او مىكند، و از كرامت و خير خدا به او خبر مىدهد، به همانگونه كه مادرى كودك خود را دلخوش مىسازد، و او را با روغن و ريحان مالش مىدهد، و خود و والدين را فدايى او مىشمارد، گفت: و چون نفس به حلقوم رسيد، دو فرشته محافظى كه با اويند مىگويند: اى ملك الموت! با دوست ما مهربان باش و به او نرمى نما كه برادر و همنشين خوبى براى ما بود و هرگز كارى با ما نكرد كه موجب غضب خدا شود، و چون روح او به صورت درخت خرماى سفيدى خارج شود، آن را در ظرف سفيدى قرار مىدهند و اطراف آن را با همه گونه گلهاى بهشت مىپوشانند و بر آن مىپيچند، و نگاهدارندگان ظرف آن را به آسمان پايين بالا مىبرند، گفت: پس درهاى آسمان بر روى او گشوده مىشود، و دربانان به او مىگويند: سلام خدا بر جسدى كه در آن جاى داشتى، عمل صالح او بر ما مىگذشت و صوت شيرين قرآن خواندن او را مىشنيديم، گفت: پس درها و دربانان آسمان به سبب فقدان او به گريه مىافتند و مىگويند: پروردگارا! اين بندهات عمل صالح داشت و ما صوت/ ٤٦٧ شيرين قرآن او را مىشنيديم و مىگويند
پروردگارا! به جاى او بندهاى را بفرست كه به ما همان چيزها را بشنواند كه او مىشنواند، و خدا هر چه را كه خواهد مىكند مىكند و زندگى او بدان جا رسد كه ملائكه به او خوشامد گويند و براى او شفاعت مىكنند، و براى او آمرزش مىطلبند، و خداوند تبارك و تعالى مىگويد: رحمت من به روح او، و ارواح مؤمنان به ملاقات او مىآيند بدانگونه كه غايبى به ديد از غايب شده از خودش مىرود، پس يكى از ايشان به ديگرى مىگويد: اين روح را به حال رنج سختى بوده است، و پس از آن كه استراحت كرد به نزد او مىآيند و از او مىپرسند كه فلان و فلان چه كردند، و اگر بگويد كه مرد او را به خود واگذاريد تا به هوش آيد، چه گرفتار باشد پس إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، گفت: پس خدا مىگويد: او را به آن باز گردانيد، كه از آنش آفريدم و به آنش بازمىگردانم و بار ديگر از آنش بيرون خواهم آورد، گفت: پس چون تابوت او را بردارند، فرشتگان نعش او را حمل مىكنند و به جلو