تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - شرح آيات
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ «و قرآن را براى ذكر و يادآورى آسان كرديم، پس آيا كسى هست كه آن را به ياد آورد و از آن عبرت و پند بگيرد؟»/ ٢٤٨ قرآن كريم آيات و عبرتهاى خود را تكرار مىكند تا مگر از خواب نادانى و گمراهى و غفلت بيدار شويم، ولى با وجود اين هنوز قرآن در واقعيت خود با جميع ابعاد آن براى ما بيگانه و مهجور است، و ما هنوز از دعوت آن به وحدت و عمل و استقامت بر حق و نبرد كردن با جبت و طاغوت و پند گرفتن از بيم دادنها دوريم.
[٣٣] با وجود اين سورهها پياپى به دنبال هم مىآيند، و آيهاى پس از آيه ديگر، و مثلى پس از مثلى. و پس از آن كه قصه ثمود تمام شد، قرآن مثل ديگرى از عاقبت تكذيب با داستان قوم لوط براى ما مىزند كه در آن از عاقبت تكذيب به داستان قوم لوط سخن گفته مىشود، كه از لحاظ اخلاقى گرفتار يك انحراف جنسى شده بودند، و به جاى زنان با مردان درمىآميختند، پس پيامبرشان (ع) آنان را از اين كار بر حذر داشت كه نافرمانى نسبت به خدا و سنّتهاى زندگى محسوب مىشود، ولى آنان از سرنوشت گذشتگان عبرت نگرفتند و اندرزهاى لوط (ع) را نپذيرفتند، بلكه پيوسته او را تكذيب مىكردند و در صدد آزار رساندن به او برمىآمدند، و از بيم دادنها هيچ هراسى به خود راه نمىدادند.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ «قوم لوط بيم دادنها را دروغ مىپنداشتند.» گفتهاند كه از جمله بيم داده شدگان كسانى بودند كه خواستار انجام دادن عمل منكر و زشتى با مهمانان لوط از ملائكه بودند كه نصيحت لوط را نپذيرفتند «پس جبرييل با دست خود به آنان اشاره كرد و همگان كور شدند و با دستهاى خود دنبال ديوار مىگشتند». [٤٥] ولى آن قوم پند نپذيرفتند، بلكه بر فساد و تباهى خود اصرار مىورزيدند، و پيوسته به تكذيب مىپرداختند، و شايد بعضى از ايشان كور شدنشان را همچون نتيجه
[٤٥] - بحار الانوار، ج ١٨، ص ٣٤٨.