تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٩ - شرح آيات
قبيلهاى و عشايرى مىكند كه حاكى از متعدد بودن رهبريها است، و مجال را براى هر مترف و مستكبرى فراهم مىآورد تا به شهوت رياست بيفتد، و اين سازگار و هماهنگ با هواهاى ايشان نبود، به همان گونه كه كفّار قريش مىگفتند أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ آيا خدايان را به صورت خداى يگانهاى درآورده است، كه اين چيزى مايه شگفتى است». [٣٥] أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ آيا بايد از يكى از خودمان اطاعت و پيروى كنيم؟»/ ٢٣٩ پيروى او را با اين صفات گونهاى از سرگردانى در بيابان و بلكه ديوانگى تصوّر مىكردند، و اعتراف آشكار به اين كه روش گذشته آنان بر خطا بوده، علاوه بر اين كه آنان را از رياست محروم مىكرده است، و به همين جهت رهبرى و پيروى او را نپذيرفتند.
إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ «كه در اين صورت ما در گمراهى گرفتار خواهيم شد.» سعر به معنى ديوانگى تمام و مستمر است، و حق آن است كه همه اين مقياسها باطل است و شايستگى تشخيص قيادت و پيشوايى واقعى را در اجتماع ندارد، و آنچه مقياسى راستين براى تصدى مقام رياست است، شايستگى ادارى و عملى و سياسى، و التزام به حق (تقوا) و تصدى فعلى قيادت، و سپس اجازه خدا است كه آن را مشروع مىسازد.
[٢٥] آرى. آنان وجاهت اجتماعى و داشتن مال و پيروان را مقياس قرار دادند، هر چند صاحب آن از كفايت و تقوى به دور باشد، كه اين در نزد آنان فراوان يافت مىشد، و منطق مترفان و مستكبران در سراسر تاريخ و با همه پيامبران و فرستادگان به همين گونه بوده است، و به رسول بزرگوار ما مىگفتند لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ «چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از دو شهر نازل
[٣٥] - ص/ ٥.