تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨ - شرح آيات
برايش پيش آمد، بانگى همچون بانگ وزش باد از دهان او بيرون آمد.
فَصَكَّتْ وَجْهَها «پس دست بر صورت خود كوفت.» بر عادت زنان پير كه در مواجهه با وضعى غير محتمل ضربهاى به صورت خود وارد مىكنند، او نيز چنين كرد، ژرفى تعجب خود را از اين مژده بزرگ نشان داد.
وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ «و گفت: من پير زن سترون؟!» آيا ممكن است منى كه پيرم و مدتها است از سن يأس گذشتهام فرزندى پيدا كنم كه در جوانى از داشتن آن ناكام ماندم؟! [٣٠] قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ «گفتند: پروردگارت چنين گفت.» آرى خداوند توانا كه روزى به دست او است چنين گفت، بدان سبب كه خواست اين حقيقت را به اثبات برساند كه او به پير زن نازايى غلامى عليم بخشيده است.
إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ «هر آينه او حكيم عليم است.»/ ٤٩ قرآن از واكنش ابراهيم (عليه السلام) سخنى نگفته است، چرا؟ شايد بدان سبب كه فرزند پيدا كردن پير سالخوردهاى در مثل سن او از لحاظ عقلى امكان پذير بوده، بر عكس زنش كه در عمر خود سترون تصور مىشد، و دليل بر اين طرز تصور آن است كه ابراهيم (ع) هاجر را به زنى گرفت و از او اسماعيل (ع) به دنيا آمد.
معروف آن است كه اين فرزند همان اسحاق بوده است، و دليل آن اين آيه مباركه قرآن است فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ.
از اين حادثه به سه بصيرت مىرسيم
اولا: اين كه خدا قادر است كه به قضاى روان و نافذ خويش سنّتهايى را كه مىشناسيم تغيير دهد، و نيز حكمى را كه بازگشت ندارد.
ثانيا: او دعاى كسى را كه از او خواستار چيزى شده، به فضل خويش و با وسايلى ناشناخته در نزد ما اجابت مىكند، و بر ما است كه در سختترين حالتهاى