تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٣ - شرح آيات
[٣٥- ٣٨] گويا صاحبان مال چنان مىپندارند كه آنان بر حق و از اهل بهشتاند تنها بدان سبب كه از مترفان و متنعمانند، و اين آرزو به دليل آيات سوره كهف در نزد ايشان ريشهدار و عميق است وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً* وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً* وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً «و او را ميوهاى بود، پس به دوست خودش در ضمن گفتگو گفت كه: من از تو مال بيشتر و گروه نيرومندتر دارم* و وارد باغ خود شد در حالى كه بر خود ستم روا مىداشت و گفت: گمان نمىكنم كه اين هرگز تمام شود* و خيال نمىكنم كه ساعت (قيامت) برپا شود، و اگر به نزد پروردگارم بازگردم، به جاى آن بهتر از آن را خواهم يافت». [٧٩] و قرآن اين گفته مترفان را زشت و منكر مىداند و مىگويد: چه وقت اينان از غيب خبردار شدند تا چنان حكم كنند كه ايشان بهترين مردم در نزد پروردگارشانند؟! أَ عِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى «مگر در نزد او علم غيب است كه آن را مىبيند؟» هرگز چنين نيست ... او چيزى از غيب نمىداند، و اين قضيهاى وجدانى است. پس هيچ كس حق آن ندارد كه مدعى علم غيب شود. چگونه مىتواند از حقيقت با خبر شود و آرزومند رهايى از آتش شود و حال خود را در آخرت همچون حالش در دنيا بداند، و بگويد كه چون خدا او را دوست داشته، در دنيا نعمت فراوان خويش را به او بخشيده است، پس شايسته است كه در آخرت نيز محبوب خدا بوده باشد؟
آرى چنين چيزى آن گاه ممكن است كه از رهبرى پيامبران و رسالتهاى ايشان پيروى كند كه مقدارى از آن رهبرى را آشكار مىسازد.
[٧٩] - الكهف/ ٣٤ تا ٣٦.