تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - شرح آيات
است.
آيا تا كنون شده است كه چيزى را گم كرده باشى و سپس دريابى كه در دست يا در جيب خودت است و تو هيچ توجهى به آن نداشته و از آن غافل بودهاى؟
آيا مىدانى خطا در كجا است؟ در روش بحث و جستجو است. مدت درازى در كتابخانه است يا در طبقات مختلف جا كتابيها به دنبال آن گشتى، يا در نزد خانواده است و دوستانت، چه آن را دور مىپنداشتى/ ٤٣٠ و به همين سبب گمراه شدى، و هنگامى كه به خود بازگشتى و به جستجوى آن در نزد خود برآمدى، آن را يافتى، حقايق بزرگ نيز چنين است و هنگامى بشر از آنها گمراه مىشود كه در جاى دور به جستجوى آنها برخيزد، در صورتى كه از رگ گردن به او نزديكترند. آيا داستان آن فيلسوف را شنيدهاى كه به جستجوى حقيقت در نظريات پيچيده علمى و فلسفى پرداخته بود، و چون در كنار ريسنده ريسمان با دوكش ايستاد و از او پرسيد كه چگونه پروردگارت را شناختى، آن پير زن دوك رسيندگى را از حركت بازداشت و گفت: از اين شناختم، و اضافه كرد كه: چون دوك را ترك كردم از چرخيدن باز ايستاد. پس چگونه ممكن است آسمان از حركت باز نايستد جز آن كه گرداننده و مدبّرى آن را بگرداند؟ و درس پير زن به قلب او نزديكتر از همه نظريههاى فلسفى بود، چرا؟ از آن روى كه با او به زبان و جدان سخن گفت .. از طريق نزديكترين چيزها به او، به همين گونه ما در برابر حقيقت آفرينش قرار داريم، چه كس ما را آفريد و به وجود آورد؟ كه براى پاسخ گفتن به آن شخص خود را در برابر سه فرض مىبيند
اولا: آيا انسان خود ايجاد كننده خويش بوده است تا خود آفريدگار خود باشد؟ كه اين را نه عقل مىپذيرد و نه علم، چه او از نطفهاى آغاز شد كه هيچ علم و ارادهاى نداشت، سپس به تدريج رشد كرد تا كودكى شد كه هيچ قوت و قدرتى نداشت، و نادانى وى نسبت به خود و عقل و بدنش براى آن كافى است كه وى خالق خود نبوده باشد. و چگونه مىتوانيم بگوييم كه پدر و مادر او را آفريدهاند، در صورتى كه به يقين مىدانيم كه تحول و تكامل وى در صلب پدرش و سپس رشد