تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٥ - شرح آيات
مليك يعنى مالك و صاحب چيزهايى است كه در اختيار دارد، ولى ممكن است كسى يافت شود كه از او نيرومندتر است و اضافه كردن «مقتدر» اين امكان را از ميان مىبرد، و در اين هر دو صفت تضمينى براى آن است كه آنچه به ايشان وعده دادهاند خواهد رسيد، زيرا كه آن كس كه وعده مىدهد مالك چيزى است كه وعده داده و هيچ مانعى براى دست نيافتن آنان به وعده وجود ندارد، به همان گونه كه قدرت بر فرو فرستادن عذابى را دارد كه به مكذّبان وعده داده است.
آرى، مؤمنان چشم به نعيم آخرت دوختهاند، ولى مورد آرزوى بزرگتر ايشان جوار خدا و رضاى او است، و زين العابدين و سيد الساجدين در مناجات با پروردگار خويش چنين گفته است: «همت من تنها به رسيدن به تو پايان يافت، و رغبت من تنها به تو توجه پيدا كرد، پس تو و نه جز تو مراد منى، و شب زنده دارى و بيخوابيم و ملاقات تو نور چشم من است، و رسيدن به تو آرزوى جانم، و شوقم متوجه به تو است، و اشتياقم به محبّت تو، و عشقم به هواى تو، و خرسندى تو منتهاى آرزويم، و ديدنت نياز جانم، و جوارت خواستهام، و قربت منتهاى خواهشم، و در مناجات تو آسايش و آرايش من است، و در نزد تو دواى دردم، و شفاى عطش شديدم، و خنك شدن سوز و گدازم، و از بين رفتن اندوهم، پس در وحشتم انيس من باش، و بازدارنده از لغزشم، و آمرزنده گناهم، و پذيرفته توبهام، و اجابت كننده دعوتم، و پاسدار عصمتم، و بىنياز كننده از نيازم، و مرا از خود مبر، و از خويشتن دور مكن، اى نعيم من و بهشت من، و اى دنيا و آخرت من، اى بخشندهترين بخشندگان». [٧٣] در دعاى كميل چنين مىخوانيم: «اى سرور مؤمنان، و اى منتهى آرزوى عارفان، و اى پناه پناهندگان، و اى محبوب دلهاى راستان و راستگويان».
[٧٣] - مفاتيح الجنان، مناجاة المريدين.