تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٦ - شرح آيات
مراقبت آفريدگان حركت كند، و اين بلاغ الاهى براى مشكل ژرف تفسير كردن نمودها و ظواهر آفرينش به صورت مادّى محض و بدون توجّه كردن به پيامدهاى آنها كه با رفتار بشر ارتباط پيدا مىكند، حدّى قرار مىدهد، و اين امرى است كه آن را از عبرت گرفتن و تذكره بودن دور مىكند.
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً ما براى ايشان يك صيحه و بانگ فرستاديم.» صوتى هولناك كه شايد شبيه بانگ انفجار بمب هستهاى در عصر حاضر يا بزرگتر از آن بوده باشد، و از ابو بصير به روايت از امام صادق (ع) آمده است كه گفت: «پس چون شب به نيمه رسيد، جبرييل آمد و چنان بانگى بر ايشان زد كه پردههاى گوشهايشان پاره و قلبهاشان شكافته/ ٢٤٥ و جگرهاشان دريده شد، و در آن سه روز (پيش از رسيدن صيحه بيم دهنده) حنوط كرده و كفن پوشيده بودند و مىدانستند كه عذاب بر ايشان نازل خواهد شد، پس همگان، از كوچك و بزرگ، به يك چشم بر هم زدن مردند، و هيچ بانگ زننده و هيچ چيزى در ميان ايشان باقى نماند مگر اين كه خدا آن را هلاك كرد، پس در خانهها و خوابگاههاى خود به حال مرده برجاى ماندند، سپس خداوند همراه با صيحه آتشى از آسمان فرو فرستاده كه همه آنها را سوزاند»، [٤٢] تا اثرى از آنان در زندگى برجاى نماند، و خدا بدان سبب به ضمير جمع گفت «إنّا» كه دليل بر تعظيم و تكبير باشد، چه مقام مقام عزت و سلطه خدا بود.
فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ «پس برگ خشك مخصوص ساختن حظيره و خوابگاه گوسفندان شدند.» آن بازمانده علفها و گياهان خشك و چوبهاى خشكى است كه در خوابگاه جانوران زير سم و چنگال آنها خرد مىشود و برجاى مىماند و راه خروج ندارد، و معانى ديگرى نيز براى هشيم آمده است ولى آنچه بيان كرديم نزديكتر به نظر
[٤٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٨٤.