تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - شرح آيات
مىرسد.
[٣٢] سرنوشت و عذاب آنان چنين بود، و آنچه آيات براى ما تصوير كرد، گوشههايى از آن عذاب بزرگ است كه قرآن آنها را براى بيم دادن به بشريت و يادآورى در سراسر زمان محفوظ نگاه داشته است، و ما نمىتوانيم صيحه را كه پروردگار از غضب خود به آن تعبير كرده است، با عقول محدود خود تصور كنيم، و نيز نمىتوانيم در خيال خود قوم ثمود را كه در معرض عذاب قرار گرفته بودند مجسم سازيم، مخصوصا اگر در جامعه قرآنى نخستين ايام رسول (ص) مىبوديم كه انسان هنوز سلاحهاى مخرب معاصر را نساخته بود، و به همين سبب است كه قرآن آن را با تشبيهى واقعى چنان بيان مىكند كه عقلهاى ما شايسته تصور كردن آن باشد، و بدوى ساكن صحرا هم بتواند آن را بفهمد، و اين برنامه خدا براى آسان فهم كردن كتاب مجيد خود او است.
و امام صادق (ع) در حكايت از داستان ايشان گفت
«اين به سبب آن بود كه صالح را تكذيب كردند، و خدا هيچ قومى را هرگز هلاك نمىكند مگر اين كه پيش از آن فرستادگانى را به نزد ايشان فرستاده و حجت را بر آنان تمام كرده باشد، پس خدا صالح را به رسالت بر آنان مبعوث كرد و او آنان را به راه حق خواند و دعوت او را اجابت نكردند و نسبت به او سخت به عصيان و/ ٢٤٦ گردنكشى پرداختند و گفتند: به تو ايمان نمىآوريم مگر آن زمان كه از اين صخره سفت و سخت ماده شتر آبستن و هماههاى براى ما بيرون آورى، و آن قطعه سنگ بزرگ (صخره) را بزرگ مىداشتند و مىپرستيدند، و در آغاز هر سال در كنار آن قربانى مىكردند و گرد آن جمع مىشدند، پس به او گفتند كه: اگر تو چنان كه گمان مىكنى پيغمبر و رسول خدايى، از خدايت بخواه تا از اين سنگ سخت ماده شتر و هماهه آبستنى را بيرون آورد، و خدا چنان كه مىخواستند حاجت ايشان را برآورد، و سپس خداوند تبارك و تعالى به او وحى كرد كه: اى صالح! به آن مردم بگو كه خدا آب يك روز اين سرزمين را مخصوص ماده شتر قرار داده و يك روز ديگر را مخصوص شما، روزى كه آب مخصوص شتر بود، قوم ثمود آب نداشتند و