تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٩ - شرح آيات
دانه گياهى كه خوراك عمده انسان است، براى آن بوده است كه تمام كننده نعمت حلق و كامل كننده نعمتهاى سفره است، و اين شكل از بيان متناسب با سياق و روش اين سوره است كه براى بيان كردن تجلّيات رحمت خدا نخست از نعمت خدا و بيش از همه از كاملترين گونه آنها آغاز كند، و شك نيست كه رحمت خدا در آن سفره بهتر متجلى مىشود كه بر آن ميوه وجود داشته باشد.
وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ «و خرما بن با غلافهاى محتوى خوشه گل.» اين نيز نمادى از رحمت خدا است، و شايد به آنچه در اين حقيقت مهم است هنگامى بهتر نزديك مىشويم كه در تاريخ به عقب نگاه كنيم، و متوجه اهميت نخل و نقش آن نسبت به انسان در آن روزگاران شويم كه از هسته تا تنه و برگ آن براى خوراندن به جانوران و مصارف ديگر استفاده مىكردند و در ساختن خانه و افروختن آتش آن را به كار مىبردند، و اين همه علاوه بر ميوه آن بوده كه تقريبا خوراك اصلى گروه كثيرى از مردمان در تمام ايام سال به شمار مىرفت.
ولى قرآن توجه ما را به غلافهاى خوشه شكوفه نخل جلب مىكند، بدان سبب كه ميوهاى كه از آن به دست مىآيد مهمترين نعمت براى انسان است. او مىتواند بدون خانه سقفدار با تنه خرما زندگى كند، و نيز بدون وسيلهاى براى گرم كردن خود، ولى بدون خوردن زندگى براى او امكان پذير است، و غلافهاى نخل محفظههايى است كه ميوه را از آفات و سموم حفظ مىكند، بلكه در تكوين آن نقشى اساسى دارد، بدان جهت كه به زهدانى شباهت دارد كه در آدمى جنين را در خود محفوظ مىدارد، و قرآن در يكى از آيات خود ما را در آن هنگام متوجه به اين حقيقت مىكند كه از اين هر دو نمود در كنار يكديگر چنين سخن مىگويد وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ «و ميوهها از غلافهاى آنها بيرون نيايد، و هيچ مادهاى باردار نشود و بار خود بر زمين ننهد/ ٢٩٤ مگر به علم او»، [١٤] و اگر آن نبود ميوه به وجود نمىآمد، و نخل به مرور زمان در آن هنگام
[١٤] - فصّلت/ ٤٧.