تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٥ - شرح آيات
صالح باشد، و بدترين بد زنى كه فساد كند».
اين نعمت هر چه بيشتر در بهشت تجلّى پيدا مىكند، چنان كه در حديث به جا مانده از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه راستگو و تأييد شده به راستى است، در وصف نعمت خيرات حسان در بهشت چنين آمده است
/ ٣٦٧ «در بهشت نهرى است كه در دو كرانه آن كنيزكان نشستهاند و از جانب خدا به ايشان وحى مىشود كه: تمجيد و تسبيح و ستايش مرا به گوش بندگانم برسانيد، پس آنان به آوازى خوش و بلند كه خلايق هرگز چنين آوازى را نشنيدهاند به آواز خوانى در تسبيح خدا مىپردازند و اهل بهشت را به طرب و شادى برمىانگيزند، پس زنى در مقابل ولى خدا حاضر مىشود كه از جمله زنان او نيست و كمرى بسيار باريك دارد و كاخها و منزلگاههاى او پر نور مىشود، و ولى خدا چنان گمان مىبرد كه پروردگارش بر او اشراف كرده است، يا فرشتهاى از فرشتگانش، و چون سر خود را بلند مىكند، با زنى رو به رو مىشود كه نزديك است نور او سبب از دست رفتن نور چشم وى شود، و آن زن به او مىگويد: اكنون وقت آن رسيده است كه از تو دولتى به ما برسد، پس به او مىگويد كه: تو كه هستى؟ و آن زن مىگويد: من از آن كسانم كه در قرآن از ايشان چنين ياد شده است لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ «آنان را در آن جا هر چه خواهند وجود دارد، و در نزد ما افزونتر» پس با او همخوابگى مىكند با نيرويى همچون نيروى صد جوان، و هفتاد سال از عمرهاى ما با او به معانقه و دست در گردن يكديگر انداختن مىگذراند، و نمىداند كه آيا به چهرهاش بنگرد يا به پشتش يا به ساقهاى پايش؟! و هيچ جاى بدن او نيست كه چون در آن نگاه كند، از شدت نور و صفاى آن چهره خود را در آن نبيند، پس از آن زن ديگرى زيباتر از ازلى و با عطرى دل انگيزتر از او در برابر او آشكار مىشود كه به او مىگويد: اكنون وقت آن است كه از تو دولتى به ما برسد، و چون ولى خدا به او نظر مىكند، مىگويد كه تو كيستى؟ و او در جواب مىگويد كه من آن كسم كه خدا از او در قرآن چنين ياد كرده است فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ پس هيچ كس نمىداند