تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧ - شرح آيات
غلام جوان مذكر تازه سبيل برآوردهاى اطلاق مىشود كه نشانهاى از كامل شدن حيويت و زندگى او است». [٣٥] اگر اين تفسير صحيح باشد، فرشتگان او را به فرزند مذكرى بشارت دادند كه مراعات پروردگار او را به سن كمال مىرساند، و شايد وصف كردن او به «عليم» بر اين امر دلالت كند، چه معروف است كه غلام عليم و دانا به دنيا نمىآيد، بلكه رشد مىكند تا چون به مرحله غلامى رسيد چنين شود.
چه بشارت بزرگى بود براى كسى كه به سالخوردگى رسيده بود و، بنا بر تورات، و گفته بعضى از مفسران: در آن هنگام سالهاى عمر ابراهيم از صد گذشته بود، و زنش ساره نود سال داشت.
عمر درازى را به خواندن مردمان به سوى پروردگارش گذارند، و جز اندكى به او ايمان نياوردند، و اكنون كه نزديك است با زندگى وداع كند، هيچ فكرى جز آن نداشت كه چه كس بايد مشعل دعوت مردمان را به خدا به دست گيرد، و به آرزوهاى خواننده بزرگ به توحيد/ ٤٨ كه تقريبا در جهانى فرو رفته در پليدى و تاريكيهاى جاهليت تنها بود، تحقق بخشد.
چه بشارت بزرگى بود: اين كه پروردگار براى نشان دادن مهربانى و رأفت خود به بندهاش، و براى جاودانى شدن نام او در پسينيان، خواهش او را اجابت كرد و پسرى را به او بخشيد و او را چندان مراعات خواهد كرد كه به سن رشد برسد، و چنان تعليمش خواهد داد كه عليم و بسيار دانا شود.
[٢٩] و زنش ساره اين مژده را شنيد، شايد از آن روى كه در نزديكى مهمانان بود و به آنان خدمت مىكرد، يا اين كه به نزد ايشان آمد و او را آگاه كردند.
فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ «پس زنش با بانگى پيش آمد.» از شدت خوشحالى كه به او دست داده بود و تعجبى كه از شنيدن اين خبر
[٣٥] - معجم الفاظ القرآن الكريم الصادر عن المجمع العلمى، ج ٢، ص ٢٧٢.