تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٧ - شرح آيات
شرح آيات
[٢٣] قصه ثمود (قوم صالح (ع)) از بيم دادنهايى است كه براى ما عاقبت تكذيب حق را آشكار مىسازد، ولى پروردگار ما نگفته است كه آنان حق را تكذيب كردند، بلكه گفته است كه آيات و بيم دادنهاى او را تكذيب كردند، تا از اين راه عمق گمراهى و انحراف موجود در جانهاى ايشان را براى ما مكشوف سازد، پس انسان يك بار به تكذيب آن با موجود بودن آيات راهنماى به آن مىپردازد، و بار ديگر از آن روى تكذيب مىكند كه به گمان خود آيت و نشانهاى را كه دليل و راهنما براى رسيدن آن باشد نيافته است. قوم صالح را پيامبرشان به سوى خدا دعوت كرد، و آنان را از تكذيب خدا بر حذر داشت، و بيش از يك آيت بيم دهنده را براى ايشان آشكار ساخت، ولى آنان بر باطل خود اصرار ورزيدند و هر چيز را تكذيب كردند و دروغ شمردند.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ «قوم ثمود بيم دهندگان را تكذيب كردند.» بعضى از مفسّران گفتهاند كه آن بيم دادنهاى مستقيم به عذاب است كه در روز اول سبب آن بود كه چهرههاشان زرد رنگ شود، در روز دوم سرخرنگ، و در روز سوم سياهرنگ ... ولى آنچه از سياق آشكار مىشود، اين است كه بيم دهنده هر چيز است كه انسان را از خدا برخوردار و او را از غضب و عذاب او بترساند، و قوم ثمود و رسول و رسالت خدا و آيات عذاب او و شتر را كه همه از بيم دهندههاى خدا بود تكذيب كردند.
[٢٤] هنگامى كه انسان به آن نياز دارد كه ايستارها و تصرّفات خود را به هر صورت كه باشد توجيه كند و آنها را پسنديده و خوب جلوهگر سازد، گاه پس از رفض و انكار حق به افكار و گمراهيهاى جاهليت پناه مىبرد كه متناقض با سادهترين معيارهاى/ ٢٣٨ منطقى در نزد بشر است. آنان در اين مىكوشيدند كه رسالت و و رهبرى رسول (ص) را از طريق مصلحت و واقع مادى منحرف خود ارزيابى كنند، و چون نتوانستند آنها را با يكديگر سازگار كنند، گفتند كه آنها حق نيست. آنها