تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٥ - شرح آيات
فرمان داده است، كه مؤمن به صورت منفى از آنان تأثير نپذيرد، و رسالت خود را به طرف دنيا تغيير جهت ندهد، و از بعضى از هدفهاى آن صرف نظر نكند، يا براى قانع كردن ايشان به پيروى از رسالت به اين تغيير بپردازد. و اصلا براى مؤمن شايسته نيست كه تلاشهاى گرانبهاى خود را صرف چيزى كند كه از آن سودى به دست نمىآيد، بلكه بايد همه تلاش و كوشش خود را وقف رسالت كند و مؤمنان را گامى به پيروزى نزديك كند.
خداوند متعالى گفت عَنْ ذِكْرِنا كه براى تعظيم است، و نگفت (عن ذكرى)،/ ١٧٠ كه خدا ضمير مفرد را در مورد اثبات توحيد و تأكيد بر آن به كار مىبرد، يا در فرصت رحمت و عطوفت، و در صورتى كه اينان نسبت به حق تكبر ورزيدهاند و از آن اعراض كردهاند، پس مقام مقام تعالى و تكبر ورزيدن نسبت به ايشان است كه شايسته به كار بردن ضمير تعظيم (يا ضمير جمع) است، بدان سبب كه اعراض ايشان چيزى از عظمت خدا را نمىكاهد، به همانگونه كه ايمان مؤمنان نيز چيزى بر آن نمىافزايد. و قرآن در اين جا بدان سبب به نام ذكر خوانده شده كه در مقام علاج و اصلاح عقايد است كه از قضاياى وجدانى است، و لفظ ذكر با الهامها و اشارههاى موجود در آن و حاكى از علاقه قرآن به فطرت بشرى، در اين موضع بهتر از هر تعبير ديگر معنى آن را مىرساند.
همان گونه كه پايان آيه إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا محتوى دو انديشه مهم است
اوّل: مؤمن از كافر و مشرك در يك قضيه اساسى جدا مىشود، و آن اين است كه او دنيا و آخرت هر دو را مىخواهد، و براى هر دو به صورت توأم سعى و تلاش مىكند، و ميان حقى كه بر او التزام به آن واجب است، و نصيبى كه خدا از دنيا بر او حلال كرده، موافقت و هماهنگى به وجود مىآورد.
دوم: بر مؤمن است كه در برابر دشمنان خدا سستى از خود نشان ندهد، يا بدان سبب كه آنان بهرهاى از متاع دنيا به دست آوردهاند به تملّق گفتن از ايشان نپردازد، بلكه واجب است كه متمسك به رسالت خود باشد، و در دوستى حق