تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦ - شرح آيات
يا چه نوشابهاى را براى نوشيدن اختيار مىكنى؟
فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ «و گوساله فربه بريان شدهاى را به نزد ايشان آورد.» شايد با وجود كمى شمار آنان (از سه تا چهار و حد اكثر تا نه) براى افزودن به اكرام ايشان چنين كرده بود، يا اين كه آنان فربه و بزرگ جثه بودند، تا از بازمانده خوراك آنان به اطعام مساكين بپردازد، و اين از قديم تا كنون از آداب و رسوم بزرگان و كريمان بوده است.
[٢٧] فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ «پس آن را نزديك آنان نهاد،» و به خوردن آن دعوتشان كرد، و نديد كه دستهاشان را به طرف گوساله دراز كنند.
قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ «گفت: چرا نمىخوريد؟» [٢٨] فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً «پس در دل از آنان بيمناك شد.»/ ٤٧ شايد سبب ترس او آن بوده باشد كه هر كس در دل قصد رساندن آزارى به كس ديگر بود، بنا بر عادت جارى، در خانه او غذا نمىخورد تا به غدر و مكر نسبت داده نشود.
نيز گفتهاند: هر كه خوراك تو را نخورد، عهد و پيمانت را حفظ نمىكند.
قالُوا لا تَخَفْ «گفتند: نترس.» اندكى بعد به او خبر دادهاند كه آرزوى او كه نزديك بود با پيرى به آن نرسد، برآورده شد، و از آن روى مژده پس از ترس رسيد كه اثر آن كاملتر و شيرينتر باشد.
وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ «و به او دارا شدن پسرى دانا را مژده دادند.» چنان مىنمايد كه غلام تنها به معنى فرزندان مذكر- بنا بر نظر بعضى از علماى لغت- نيست، بلكه «در ماده اين كلمه معنايى اخص از نشاط كه اصل زندگى است وجود دارد، و به همين سبب گفته مىشود غلم يعنى: از شهوت به هيجان افتاد، و غلمة به معنى شهوت جستن نر بر روى ماده است، و به همين جهت