تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - شرح آيات
بازتابى بر تكامل موجود ميان شناختهاى دارد. مگر علم آينه صافى براى آنچه واقع است نيست، پس وجود اختلاف و تناقض ميان افراد بشر از كجا سرچشمه مىگيرد؟ و اين همه نظرها و رأيهاى متباين با يكديگر چگونه پديد مىآيد؟ و اين همه نظريههايى كه بر اساسى استقرار ندارد از كجا فراهم مىشود؟ آيا اين دليل بر دامنهدارى نادانى بشر نيست، پس چرا بايد در برابر بصيرتهاى وحى براى رأى خود تعصب نشان دهد؟
به گفتههاى آنان درباره خود وحى توجه كنيد. آنان نمىدانند چگونه كفر ورزيدن خويش را به اين حقيقتى كه نزديك است خود را به زور بر ايشان تحميل كند، خوب و پسنديده جلوهگر سازند! آنان را مىبينيم كه گاه مىگويند: او شاعر است، و گاه مىگويند: نه بلكه ديوانه است، و گاه او را تهمت زن و دروغگو مىخوانند.
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ «شما در گرفتار با يكديگر اختلاف داريد.» گفتند: مقصود آن است كه در قضيه وحى يا حشر يا رسالت يا ولايت با يكديگر اختلاف دارند، پس معنى آن مىشود كه: شما در برابر گفته (وحى) با يكديگر اختلاف داريد، پس ايستار شما چگونه است، آيا همچون ديگران كه به آن كفر ورزيدهاند منكر آن مىشويد، يا به همان گونه كه مؤمنان آن را پذيرفتهاند به آن تسليم مىشويد؟
[٩] اين گفته تجسم يافته در وحى الاهى را حجتهاى رسايى سند مىشود، و كسانى به آن كفر مىورزند كه گمراهيهاى شيطان آنان را از آن دور كرده است.
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ از آن منصرف مىشود و آن را دروغ مىشمارد و آن كه انصراف حاصل كرده است.
/ ٢١ امّا آن كس كه در معرض گمراه كنندگيهاى شيطانى قرار نگرفته، و از دروغ و دجل و انواع تهمت بستن به دروغ او دور مانده، از آن انصراف حاصل نمىكند، بدان سبب كه حق است و شكى در آن وجود ندارد.
[١٠] آن كه از حقيقت منصرف مىشود، گرفتار پندارها و تصوّرها مىشود.