تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٥ - شرح آيات
خويش است، و خلق نيز از او تهى است». [١٦] قرآن معترف به رحلت معراج و نزديك شدن پيغمبر (ص) به پروردگار خويش است، ولى آن را نزديك شدنى معنوى مىداند نه مادّى، و مىگويد كه او (صلّى اللَّه عليه و آله) در بالا رفتن خود تدلّى پيدا كرد و همچون دلوى كه در وسط چاه تكان مىخورد بود يعنى نه به ته چاه و آب رسيد و نه در محاذات سطح زمين واقع بود، بلكه ميان اين دو جاى داشت، و رسول اكرم بدين گونه بالا رفت و از ديگر آفريدگان در قرب به خدا بالاتر رفت، ولى به مقام ربوبيت نرسيد، پس او بالاتر از مخلوق و پايينتر از خالق است. و در خبر از ثابت بن دينار آمده است كه گفت: از زين العابدين على بن الحسين (عليهما السلام) درباره خداى عزّ و جلّ پرسش كردم كه آيا مىشود او را به مكان توصيف كرد؟ و او گفت: «خدا برتر از آن است كه چنين باشد»، گفتم: پس چرا پيامبرش محمّد (ص) را به آسمان برد؟
گفت: «براى آن كه ملكوت آسمانها و شگفتيهاى صنع و بدايع آفرينش خويش را به او نشان دهد»، گفتم: پس اين گفته خدا چه مىشود ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى* فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى؟، گفت «اين بدان معنى است كه رسول اللَّه (ص) به پردههاى نور نزديك شد، پس ملكوت آسمانها را ديد، سپس فرود آمد و از زير خود به ملكوت زمين نگاه كرد». [١٧] در حديثى ديگر از يونس بن عبد الرحمن آمده است، كه گفت: به ابو الحسن موسى بن جعفر (ع) گفتم: به چه سبب خدا پيغمبرش را به آسمانها و از آن جا به سدرة المنتهى، و از آنجا به پردههاى نور بالا برد و با او سخن گفت و نجوى كرد، در حالى كه خدا جايى ندارد و به مكان توصيف نمىشود؟ و او (ع) گفت
«خدا/ ١٥٠ به مكان توصيف نمىشود و زمان بر او نمىگذرد، ولى او عزّ و جلّ مىخواست فرشتگان و ساكنان آسمانهايش را شرف ديدار پيامبرش بخشد، و با ديدار او آنان را
[١٦] - التوحيد، تأليف صدوق، ص ١٤٣.
[١٧] - بحار الانوار، ج ٨، ص ٣٤٧.