تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - شرح آيات
آن كه قرآن يك كتاب فنّاورى (تكنولوژى) نيست- هر اندازه هم كه به بعضى از حقايق اشاره مستقيم كرده باشد- بلكه كتاب زندگى است كه ما را به طرف علم رهبرى مىكند، و اعتماد به نفس در ما پديد مىآورد، و عقلها و نيروهاى ما را در مجارى اختصاصى صحيح آنها مىاندازد، و اما پيشرفت علمى با تحول پيدا كردن خواستهها و توقعها و حقايقى كه به حقيقت مىپيوندد از وظايف عقل بشرى است، و اگر چنين كند سقفى براى انديشه و حدّى براى عقل و گردنه دشوارى در برابر تطوّر و تكامل پديد آورده است، در صورتى كه مطلوب آن است كه برنامهاى براى انديشه و انگيزهاى براى عقل و موجبى براى تطوّر و تكامل بوده باشد.
قرآن در اين جا مىخواهد ما را به طرف يك چشم داشت حضارى و تمدنى بزرگ برانگيزد كه شكافتن افقها و مسخر كردن ناحيه گستردهترى در اين جهان فراخ است كه براى ما آفريده شده، و قرار دادن آن در خدمت بشريت، و براى درآمدن به آن از كلمه ژرفى مدد مىگيرد كه از انديشههاى تمدنى مقدار فراوانى را با خود دارد، چه ما را به لفظ «يا معشر» خطاب مىكند كه از عشرت و تعاشر است و آن گرد هم فراهم آمدنى است كه افراد آن را پيوندهاى معينى به يكديگر ارتباط مىدهد،/ ٣٢٣ و بلكه اين كلمه به گستردهترين معانى تعاون اجتماعى ميان افراد آن را آشكار مىسازد، و با اين كار قرآن فكر مهمى را در برابر چشم و ديد ما قرار مىدهد، و آن اين كه دستاوردهاى تمدنى بزرگ، همچون نفوذ كردن در آفاق، ممكن نيست كه از خواسته و چشم داشت بودن به واقعيتى علمى و عملى انتقال پيدا كند، مگر با كوشش و تلاشى گروهى كه در آن قدرتها و نيروها به تعاون با يكديگر مىپردازد، و انديشهها به بارور كردن يكديگر مىپردازد، و شناختها تكامل پيدا مىكند، و ارادهها يكديگر را تقويت مىكند، و در اين جا به ذكر بشر «الانس» اكتفاء نكرده بلكه جن و انس را با هم در معرض خطاب قرار داده است، در صورتى كه در دو آيه ١٤ و ١٥ كه از آفرينش سخن رفته، انس را بر جن مقدم داشته است، در اين جا بر عكس جن را بر انس تقدم داده، و سبب آن است كه در آن دو آيه سخن از برترى است و انسان به سبب برتر بودن نسبت به جن بر آن تقدم يافته، در صورتى كه در