تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨١ - شرح آيات
ساختى، و مادرانى مهربان نگاهدارى از مرا بر عهده گرفتند، و مرا از آزار اجنّه حفظ كردى، و از فزونى و كاستى رهانيدى. پس چنين بود اى خداوند متعال و اى رحيم رحمان تا به سخن گفتن آغاز كردم، و نعمتهاى فراوان خود را بر من تمام كردى، و در هر سال مقدارى بر من افزودى، و چون فطرت من كامل شد، و خرد و نيروى من به حدّ اعتدال رسيد، حجت خويش را بر من واجب ساختى، به اين كه معرفت خودت را به من الهام كردى، و از شگفتيهاى حكمت خويش، و با آنچه در آسمان و زمينت از بدايع آفرينش آفريدهاى، مرا بيدار كردى، و براى سپاس گزاردن و به يادت بودن آگاهيم بخشيدى، و طاعت و عبادت خويش بر من واجب كردى ...». [٧٦] بصيرت دوم: نفوذ علم خدا به همه نواحى و دقايق زندگى انسان، و بدين گونه هيچ چيزى از او از خداوند متعال پنهان نمىماند.
فايده بيان اين حقيقت آن است كه انسان گاه مبتلا به غرور و خودخواهى مىشود و به تزكيه نفس خويش مىپردازد، و هر چه گناه مرتكب مىشود به حساب لمم و صغائر مىگذارد، حتى اگر از فواحش و كبائر باشد، يا به حالت كسى مىرسد كه شراب مىخورد و مىگويد كه آن به مجرّد رسيدن به دهانم مبدل به سركه مىشود، و اين را نتيجهاى از رسيدن خودش به درجهاى از ايمان مىداند كه شراب بدين گونه با رسيدن به دهان او سركه مىشود، يا به صورت آن مرشدى درمىآيد كه مريدان خود را فرمان به اقامه نماز مىداد و خود براى نماز برنمىخاست و مىگفت كه او به درجهاى بالاتر از نماز رسيده است.
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى «پس خويشتن را تزكيه مكنيد و پاك مشماريد كه او مىداند كه چه كس پرهيزگار است.»/ ١٨٥ چه در آن هنگام كه انسان به اين مرحله مىرسد، نگونسارى او آغاز شده است و توقف نمىپذيرد مگر اين كه به اسفل سافلين برسد.
[٧٦] - مفاتيح الجنان، دعاى روز عرفه.