تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٧ - شرح آيات
محمد و على» و حاجت خود را بخواه، چه آنان در نزد خدا منزلت خاص دارند، و چون روز قيامت شود، هيچ فرشته مقرّب و نبىّ مرسل و مؤمن آزمودهاى باقى نمىماند مگر اين كه در آن روز به اين دو نفر نيازمند است»، [١٤] و از امام صادق (ع) روايت شده است كه: «هيچ كس از پيشينيان و پسينيان نيست مگر اين كه نيازمند به/ ٢١٩ شفاعت محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله) در روز قيامت است»، [١٥] و احتياج آنان به رسول در آن روز چه اندازه زياد است! ولى خدا به او فرمان مىدهد كه در مقابل تولّى و اعراض ايشان در دنيا از آنان روى بگرداند و اعراض كند.
يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ «روزى كه خواننده به چيزى منكر و ناپسند دعوت مىكند.» نياوردن اسم خواننده در اين جا كه خدا است يا اسرافيل يا جبرييل يا روح، دليل بر آن است كه مهم دعوت است و مضمون و نه شخص دعوت كننده كه ممكن است هر يك از ايشان بوده باشد، و در آن بيم دادنى شديد وجود دارد، و سپس خدا با مجهول نشان دادن آن كس كه دعوت شده، بر هراس حاصل از آن افزوده و گفته «شىء» كه نكره است، و انسان فطرتا از مجهول مىترسد، و در پايان ذكر صفت منكر و ناپسند بودن آن چيز با تأكيد بر منكر بودن آن بر اين تهديد و تحذير مىافزايد، و اصل معنى منكر آن است كه چيزى به آدمى برسد كه تصور آن را نمىكند و به آن رضا نمىدهد، و به گناهان و خطاها از آن جهت منكرات مىگويند كه عقل آدمى و و جدان او از آنها بيزار است و به آنها رضا نمىدهد.
[٧- ٨] و هنگامى كه انسان در خانه امتحان و ابتلا زندگى مىكند، مىتواند از دعوت خدا و جواب مثبت دادن به آن اجتناب كند، و اين براى آن نيست كه با معصيت خويش بر خدا غالب شود يا او را عاجز كند و از عقابش بگريزد، هرگز ... وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
[١٤] - بحار الانوار، ج ٨، ص ٥٩.
[١٥] - همان كتاب، ص ٣٨.