تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٤ - شرح آيات
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ* وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ* فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ* وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ/ ٤٢٤ غِسْلِينٍ* لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ «او به خداى بزرگ ايمان نداشت* و تلاشى براى فراهم آوردن خوراك مسكين نمىكرد* پس امروز در اين جا حامى و دوستى ندارد* و نه خوراكى جز چرك دوزخيان* كه آن را نمىخورند مگر گنهكاران». [٩٤] بدان سبب كه در دنيا پيوسته به حساب ميليونها افراد گرسنه پيرامون خود، آكنده شكم بودند، و از بلعيدن مال حرام سير نمىشدند، خداوند گرسنگى را بر ايشان مسلط ساخته است كه با عذابى كه از خوردن زقوم به ايشان مىرسد، پيوسته در صدد پر كردن شكمهاى خود از آناند، و رسول خدا (ص) در وصف زقوم گفته است: «اگر قطرهاى از زقوم و ضريع در نوشيدنى اهل دنيا چكانده شود، همه آنان از گندناكى آن خواهند مرد»، [٩٥] و در آن هنگام كه زقوم را مىخورند، نيازى سخت به نوشيدنى پيدا مىكنند و در برابر آن نمىتوانند شكيبايى ورزند، و چيزى جز حميم نمىيابند و آن را به طمع رفع تشنگى و خاموش كردن التهاب زقوم و افروختگى آن در رودههاشان مىآشامند.
فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ* فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ «پس شكمها را از آن پر مىكنند* و آن گاه بر روى آن از آب جوش (حميم) مىآشامند.» ولى به اندكى آشاميدن بس نمىكنند و بازنمىايستند، بلكه همچون ريگهاى داغى هستند كه سيراب نمىشوند، يا شتران تشنهاى كه در بيابان سرگردان بودهاند و اكنون به آب رسيدهاند. [٩٦] فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ «پس مىنوشند همچون نوشيدن شتران تشنگى زده.» گفتهاند: هيم به معنى شتر تشنهاى است كه، به سبب دردى، از نوشيدن آب سيراب نمىشود، و به قولى: هيم زمين نرم شنى است كه آب بر آن قرار
[٩٤] - الحاقة/ ٣٣ تا ٣٧.
[٩٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٢٢ به نقل از روضة الواعظين.
[٩٦] - المنجد، ماده هيم.