تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٢ - شرح آيات
است كه گويى مردمان را جمع مىكنند و به سوى ميقات مىرانند، چنان كه او سبحانه و تعالى گفت مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ «شتابندگان به سوى خواننده، كافران مىگويند كه اين روزى سخت است»، [٩٠] و همچون تعبير در آيه الواقعة در اين گفته او عزّ و جلّ قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ «بگو: خدا شما را زنده مىكند، سپس مىميراند، و پس از آن براى روز قيامت گرد هم جمعتان مىكند». [٩١] [٥١- ٥٥] و قرآن خطاب را متوجه اصحاب المشأمة مىسازد و به دو صفت مهم آنان اشاره مىكند
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ «و سپس شما اى گمراهان و تكذيب كنندگان.» پس كار در آن روز با بعث به پايان نمىرسد، بلكه كارى بزرگتر پس از آن مىآيد كه جزا دادن است كه انكار آن عامل اساسى و قطعى در همه انحرافهاى بشر است، و بعضى چنان مىپندارند كه تكذيب كردن آخرت آنان را از مسئوليت آن رهايى مىبخشد، و گويى هر كس چيزى را تصديق كند، تنها او متحمل مسئوليت مىشود! هرگز چنين نيست، تكذيب نه تنها تكذيب كننده را از عاقبت كارهايش خلاص نمىكند بلكه خود عنوان يك جريمه دارد و موجب عقابى شديد مىشود، و گمراهى نيز همچون تكذيب جرايم را از بين نمىبرد و آنها را توجيه نمىكند، چه كارى از خود انسان است به همان گونه كه هدايت از مسئوليت او است. مگر خدا اسباب هدايت ما را فراهم نياورده است، پس هر كه گمراه شود به زيان خود گمراه شده است.
شايد مقدم داشتن تكذيب بر ضلالت در آخر سوره (آيه ٩٢)، بر خلاف قاعده در اين سوره، ما را به آن هدايت كند كه گمراهى و تكذيب هر دو سبب و
[٩٠] - القمر/ ٨.
[٩١] - الجاثية/ ٢٦.