تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٧ - شرح آيات
است، اصلا به عذاب دادن ايشان اقدام كند،/ ٢٢٧ و گروهى همين تصور نادرست را وسيله آن قرار مىدهند كه، به خيال خود، با تكيه كردن بر رحمت الاهى بىپروا به ارتكاب هر گناه بپردازند، هرگز چنين نيست، و خداوند متعال مىگويد
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «پس عذاب و بيم دادنهاى من چگونه بود؟» آرى، غضب الاهى براى كسانى كه مشمول آن مىشوند، عذاب است، و در عين حال تهديد و هشدارى براى آيندگان است، پس نبايد بر آرزوهاى خود متكى باشند، بلكه بايد در تاريخ به تفكر بپردازند، و به نشانههاى پند دهنده و بيم دهنده آن توجه كنند و از آن پند گيرند، و از استفهام وارد شده در آيه بزرگى مطلب دستگير ما مىشود، و هدف آن برانگيختن عقل است به پند پذيرفتن از حوادث گذشتگان، چه استفهام و پرسش شخص را به تفكر و تدبّر برمىانگيزد.
[١٧] اين آيه و آيه عذاب، و آنچه داستان نوح و قومش مشتمل بر بيم دادن و انذار است، با قرآن در هدفى واحد تلاقى پيدا مىكند، و آن به ياد آوردن و به ياد سپردن و پند گرفتن است، و همين عاليترين هدف قرآن است، و همه آيهها و سورهها و مفردات قرآن ما را به آن هدايت مىكند، ولى آيا قرآن چگونه به اين هدف تحقق مىبخشد؟ و چگونه به ژرفاى ضمير انسان و خرد او نفوذ مىكند، و پردههاى هوى و غفلت و نادانى را كه سبب پليدى فطرت او شده است و عقل را از رسيدن به حق بازمىدارد، مىدرد؟ ناگزير بايد اين كار آسان و ميسّر و خالى از دشوارى و عسرت باشد، به اين دلايل
اولا: بدان سبب كه كلام آفريدگار بسيار دانا و توانا به آفريده ناتوان و نادان او است كه هيچ گونه نسبتى ميان علم و منطق آنان با يكديگر قابل تصوّر نيست.
ثانيا: زيرا كه از حقايق بزرگى در زندگى و فوق زندگى با انسان سخن مىگويد كه بعضى از آنها را احساس مىكند و مىبيند، و بعضى ديگر از او پنهان است.
ثالثا: براى آن كه خدا چنان خواسته است كه اين كتاب كوچك از لحاظ