تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٤ - شرح آيات
به ايشان مانع نشد.
[٥٣- ٥٤] سپس نوبت به قوم لوط (ع) رسيد كه در انحراف جنسى اسراف مىكردند، پس غضب خدا بر ايشان فرود آمد، و جبرييل شهرها و روستاهاى آنان را با كنار بالش به آسمان بالا برد و سپس فروشان ريخت.
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى «و واژگونشدگان را فرو ريخت.» علامه طبرسى در مجمع البيان گفته است: «مؤتفكة» به معنى واژگونه شدگان است كه بالاشان پايين بيايد و پايينشان بالا رود، و هوى يهوى به معنى پايين آمدن در هوا است،/ ١٩٦ ولى اگر بر پلهاى پايين يا بالا رود، اهوى يا هوى گفته نمىشود، و هنگامى كه اجل آنان فرا رسيد، عذاب هولناك از همه طرف آنان را در ميان گرفت.
فَغَشَّاها ما غَشَّى «پس آنان را فرو گرفت فرو گرفتنى.» آيا اين درست است كه خدا ما را به آتش جهنم يعنى به آن مكافات بزرگى معذب مىسازد كه آسمانها و زمين و كوهها تاب تحميل آن را ندارند. مگر خدا آن پروردگار بخشندهاى نيست كه نشانههاى بخشندگى گسترده او در هر چيز متجلى است، اين پرسش را بعضى طرح مىكنند و مىگويند نه ... من اين را قبول ندارم كه خدا مرا عذاب دهد، در صورتى كه در دنيا از او چيزى جز نعمت نديدهام؟ آرى، و اين گواهيهايى بر عذاب دادن او نسبت به امتهايى است كه به مبارزه با حق و چالش رسولان خدا پرداختند. رحمت خدا وسيع است، ولى او شديد العذاب نيز هست.
شايد به همين مناسبت است كه پروردگار، گاه به گاه، ما را به ياد عذاب بزرگى مىاندازد كه بر ملتها و اقوام پيشين نازل شد تا از اين راه شك ايشان به يقين مبدل شود و بدانند كه وعده دادن نافرمانان به عذاب گونهاى از وهم و ترساندن مجرد نيست، بلكه واقعيتى است كه عملا صورت گرفته است و تاريخ بشرى به آن گواهى مىدهد كه بعضى از شواهد آن پيشتر گذشت.
[٥٥] عبرتهاى هولناك تاريخ از آن آيات الاهى است كه شايسته برداشتن