تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٢ - شرح آيات
سعى بشر يا عمل او+ توفيق خدا و اراده او جزا.
[٤٩] و در سياق تأكيد بر اين كه پايان دادن به امور به دست خدا است، قرآن اعتقاد به الوهيت غير از خداى متعال را از ميان مىبرد، و مثلى از واقعيت ستاره پرستان مىزند كه حركت ستارگان را در زندگى مردمان مؤثر مىدانند و براى آنان سبب خير و شر مىشوند، و اين پرستش در دورانهاى باستانى در ميان مصريان و نيز در بين النهرين رواج داشت، كه قرآن در ضمن سخن گفتن از ابراهيم (ع) اشاره كرده است كه قوم او چنين بودند.
شايد از مشهورترين ستارگانى كه پرستش آنها تا زمان پيامبر ما (ص) بر جاى مانده بود، ستاره شعرى بود كه على بن ابراهيم درباره آن گفته كه: «آن ستارهاى در آسمان است كه قريش و قومى از/ ١٩٤ عرب آن را مىپرستيدند، و آن ستارهاى است كه در آخر شب طلوع مىكند». [٨٤] و قرآن در اين جا اعتقاد به الوهيت اين ستاره را باطل مىداند و آن را آفريدهاى از آفريدگان خدا مىداند.
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى «و او پروردگار شعرى است.» [٥٠] پس از اين آيات ما را به بحث درباره تاريخ امتهاى گذشته بالا مىبرد، كه تأكيدى بر هيمنه خدا بر خلق است و اين كه او مىتواند جزاى بندگان را بر حسب اعمالشان بدهد، آيا خيال مىكنيد كه هلاك امتها در آن هنگام كه به مخالفت با حق و نافرمانى نسبت به فرستادگان خدا پرداختند تصادفى بوده است؟
اگر چنين بود، پس چرا تجربه در يك قوم براى يك سبب تكرار شده است؟
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى «و او نخستين قوم عاد را هلاك كرد.» آن قومى بود كه خدا هود پيغمبر (ع) را بر ايشان مبعوث كرد، و اين كه خدا «الاولى» گفته، شايد به يكى از اين دلايل بوده باشد
الف: بدان سبب كه آنان اولين اقوام پس از هلاكت بشريت با طوفانى بود كه در زمان نوح پيغمبر (ع) همه زمين را بلعيد.
[٨٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٧٤.