تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦١ - شرح آيات
را خمانيدهاند و- با سجود- پيشانيها و پنجهها و زانوها و كنارههاى پا را بر زمين گسترانيده، از خدا مىخواهند كه گردنهاشان را بگشايد و از آتش رهاشان سازد. و اما در روز، دانشمندانند خويشتندار، نيكوكاراناند پرهيزگار، ترس آنان را چون تير پيراسته تراشيده كرده است و نزار. چون كسى بدانها بازنگرد، پندارد كه بيمارند، اما آنان را بيمارى نيست و گويد خردهاشان آشفته است- اما آن پريشانى را سبب ديگرى است.
/ ٣٤٨ موجب آشفتگيشان كارى است بزرگ. از كردار اندك خود خرسندى ندارند، و طاعتهاى فراوان را بسيار نشمارند. پس آنان خود را متهم شمارند و از كردههاى خويش بيم دارند. اگر يكى از ايشان را بستايند، از آنچه- درباره او- گويند بترسد و گويد: «من خود را از ديگران بهتر مىشناسم، و خداى من مرا از خودم بهتر مىشناسد. بار خدايا! مرا مگير به آنچه بر زبان مىآرند، و بهتر از آنم كن كه مىپندارند، و بر من ببخشاى آن را كه نمىدانند».
از نشانههاى يكى از آنان اين است كه در كار دين نيرومندش بينى و پايدار، نرمخوى و هشيار، و در ايمان استوارى، و در طلب دانش حريص، و در طلب علم بردبار، و در توانگرى ميانه روش بينى، و در عبادت فروتن، و به درويشى نكوحالى نمودن، و در سختى شكيبايى كردن، و در جستجو كردن آنچه روا است، و شادمان بودن به رفتن راه راست. و دورى گزيدن از طمع- كه خوار كننده انسانها است. كارهاى نيك مىكند و در هراس است، روز را به شب مىرساند و در بند سپاس است. بامداد مىكند ذكر گويان، شب را به سر مىبرد ترسان، و روز مىكند شادمان. ترسان از غفلتى كه ورزيده، و شادمان از بخشش و آمرزشى كه بدو رسيده. اگر نفس او در آنچه بر آن دشوار است فرمان وى نبرد، او نيز در آنچه نفس او دوست دارد، اطاعتش نكند. روشنى ديدهاش در چيزى است كه ماندگار است، و ناخواهان چيزى است كه ناپايدار است. بردبارى را با دانش درمىآميزد و گفتار را با كردار- هم. او را بينى كه آرزويش اندك است و لغزشهايش كم. دلش آرميده است و جانش خرسند و ناخواهان، خوراكش اندك است و كارش آسان، دينش استوار