تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٦ - شرح آيات
چون مشركان نر را افضل از ماده تصور مىكردند، بنا بر عقيده ايشان لازم بود كه براى تقرب به خدا به نيكوتر و افضل از اين دو متوسل شوند نه بر عكس، و بنا بر اين قسمت كردن ايشان بنا بر معتقدات گمراهانهشان عادلانه نبوده است! تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى «پس اين تقسم غير عادلانه است.» دور از حق، و آنان فرشتگان را نديده و شاهد آفرينش آنان نبودهاند، تا چنان گمان كنند كه آنها/ ١٦٢ را از جنس زناناند! و در اين جا برنامهدارى قرآن آشكار مىشود كه عقايد منحرف ايشان را از اساس رو مىكند، و از اين راه قدسيّتى كه براى بتهاشان فرض مىكردند، با بيان آشكارترين دلايل بر انحرافات ايشان، از ميان مىرود، با وجود آن كه گاه آشكارترين دليل مهمترين دليل نيست، و گاه از تمام حقيقت حكايت نمىكند، ولى قدسيتى را كه براى معتقدات خويش و رموز آنها يعنى بتان قائل شده بودند از ميان مىبرد، و پس از آن كه چنين قدسيّتى موهوم از بين رفت، فكر آزاد مىشود و به جستجوى حقيقت برمىخيزد، پس قرآن حقايق ژرفتر را براى نظر كردن در آنها طرح مىكند.
[٢٣] پس از تمهيد اين مقدمه كه هدف آن از ميان بردن قدسيت عقايد مشركان بود، قرآن به ويران كردن انديشههاى ايشان از ريشه آنها مىپردازد، و اين كار با بيان اين مطلب صورت مىگيرد كه آنها هيچ اعتبار و پشتوانهاى از حقّ و واقع ندارند، و جز بر پايه اوهام و گمانها به چيزى ديگر از علم و حق متكى نيستند.
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ «اينها نيست مگر نامهايى كه خود و پدرانتان بر روى چيزها گذاشتهايد و خدا دليل درست بودنى براى آنها فرو نفرستاده است.» پس اين واقعيت ندارد، بلكه نامهاى محض بدون مسمى و نامبردار است، و شايد معنى آن باشد كه قوت اين بتان برخاسته از پندارها و اوهام شما است، و نه از حق و واقعى جز اين. مگر نمىدانيد كه آنچه بشر از صورتهاى خيالى تصور مىكند قائم به نفس او است، و براى از بين بردن آن كافى است كه خيال را از تصور كردن آن بازداريم؟