تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - شرح آيات
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى «پيروى نمىكنند مگر از گمان و هوس خودشان، در صورتى كه راهنمايى پروردگارشان به ايشان رسيده است.» با تدبّر در اين آيه و آنچه پيش از آن آمده، بر ما آشكار مىشود كه حركت انسان به جانب انحراف از هواهاى نفسانى آغاز مىشود، كه به آرزوها تحوّل پيدا مىكند، و به تمنى و آرزوى رسيدن به گمان (خيال)، و سپس آرزوها به عقيده و انديشه تبديل مىشود، و آن گاه بشر آن را در چارچوبى از نمادها و نامهايى كه به گمان خودش مىرسد قرار مىدهد، و به همين سبب بتان/ ١٦٤ رمزهايى براى فرشتگان يا نيروهاى طبيعى نيست، بلكه تجلّياتى از هواهاى نفسانى و مصالح مادّى است، پس در آن هنگام كه آدمى ثروت را دوست مىدارد بىنيازى را دوست دارد، و براى اين دوستى نماد و مذهبى تخيل مىكند، پس در آن هنگام كه آن را مىپرستد، نه بت را و نه بىنيازى و ثروت را، بلكه هواها و شهوتهاى خود را مىپرستد، و به همين گونه است كسى كه عاشق جمال و زيبايى يا جنس است؛ و اگر به تحقيقى تحليلى درباره بتهايى كه در دوران جاهليت در جزيرة العرب پرستش مىشد بپردازيم، يا درباره بتهاى آويخته در كعبه يا قرار گرفته در جاهاى ديگر، به نتيجهاى يگانه مىرسيم، و آن اين كه همه آنها نمادى از نيروهاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى يا فرهنگها و آداب و اساطير پيوستگان و اصحاب آنها به شمار مىروند، و پرستش آنها چيزى جز پرستش اوهام و اهواء ريشه گرفته در نفوس ايشان نبوده است.
اين گمراهى نتيجهاى از موجود نبودن هدايت يا دشوارى آن نبوده است، چه هدى و راهنمايى از پروردگارشان مىرسيد، و بر زبان برترين و فصيحترين ايشان كه پيامبران بودند، ولى آنان عقل را رها كرده و به جهل رو آورده بودند، و علم را به گمان، و هدى را به هوى مبدل ساخته بودند.
[٢٤] و اگر به پرسش درباره سبب اين گزينش گمراه كننده بپردازيم، آن را گريختن از قبول سنگين مسئوليت با بهانههاى مختلفى مىيابيم كه سوره براى