تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - شرح آيات
گرامى دارد، و چيزهايى از آفرينش خود را به او بنماياند كه پس از فرود آمدن از آسمان خبر آن را به ديگران بدهد، و چنان نيست كه مشبهة گفتهاند، سبحان اللَّه و تعالى عما يصفون». [١٨] ممكن است تدلى به معنى گرفتن معرفت و علم باشد، و همچون ما كه مىگوييم تدلّى يعنى دلو خود را به چاه آب انداخت و مقدارى آب از آن برگرفت، رسول نيز از درياهاى علم و نورى كه در معراج از كنار آنها در ملكوت هفت آسمان مىگذشت، معرفت تدلّى مىكرد. و امام موسى بن جعفر عليهما السلام در پاسخ كسى كه از اين آيه و از معنى «فتدلّى» از او پرسش كرده بود، گفت: «اين از لغتى است كه در ميان قريش جارى بود، و چون كسى مىخواست بگويد: از او شنيدم كه چنين مىگفت، به جاى آن مىگفت تدلّيت، كه به اين ترتيب تدلّى به معنى فهم است»، [١٩] و هر چه فهم انسان از حقايق بيشتر شود، و معرفت او نسبت به پروردگارش افزونتر باشد، تقرب و نزديكى او به پروردگارش زيادتر خواهد شد، و شايد گذشتن رسول در عروج خود به ملكوت آسمانها، و مشاهده كردن آياتى كه معرفت او را به پروردگارش بيشتر مىكرد مقصود بوده است تا به آنجا صعود كرد كه در آن نور پروردگارش براى او در آن جا متجلّى شد، و اين همه براى آماده كردن رسول (ص) به ديدن بزرگترين تجلى خدا براى نور خودش بوده است كه رسول اللَّه (ص) به آن نزديك شده بود.
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى «تا به قدر دو كمان يا نزديكتر.» خدا از خلق خود دور نيست. آيا در دعا نخواندهايد كه: «مسافر به سوى تو مسافتى نزديك در پيش دارد، و تو از آفريدگانت پوشيده نمىمانى مگر اين كه اعمالشان براى ايشان حجابى در برابر تو شود». [٢٠] ولى انسان از پروردگارش دور است. مگر نه اين است كه حجابهاى
[١٨] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ١٨٥.
[١٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٥١.
[٢٠] - همان كتاب، ص ١٥٢.