تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤ - شرح آيات
چه در آن جسم و روح با هم اشتراك دارند. و آن اوج فهم در نزد انسان است، و هيچ كس در آن شك نمىكند، و حتى مثاليگران (ايدآليستها) و سوفسطائيان چنان مىپندارند كه نسبت به آنچه مىگويند يقين و به آن اعتماد دارند.
قرآن به پروردگار آسمان سوگند ياد مىكند كه وعده خدا راست و حق است، و اين كه بعث و نشور حق است، به همان گونه كه سخن گفتن آدمى در نزد نفسش حق است.
فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ «سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه آن حق است همانند آن كه سخن مىگوييد.» هنگامى كه سوگند به پروردگار آسمان و زمين ادا مىشود، به فهم ما بشر نزديكتر است، بدان جهت كه ما چيزى از ضخامت آسمان و زمين مىدانيم، پس ناگزير بايد از اين راه به بعضى از جوانب قدرت پروردگار و تدبير او، با شناختنش به عنوان پروردگار آسمان و زمين هدايت شويم.
سپس تأكيد در اين جا بالغ و رسا است، چه علاوه بر قسم «إنّ» و «لام» تأكيد آمده است، و مثل زدن «حق» به «حالت نطق» بر شدت تأكيد مىافزايد.
/ ٤٥ بعضى گفتهاند كه: سخن گفتن نشانهاى اساسى از تمدن انسان است، و اگر آن نبود چگونه آزمودهها از شخصى به شخص ديگر انتقال پيدا مىكرد و از نسلى به نسل ديگر مىرسيد.
گفتهاند: قسم براى تضمين روزى و استجابت دعا است كه ذكر آنها در آيه پيش گذشت، و به نظر من براى تضمين همه حقايقى است كه به دنبال يكديگر در آيات پيشين گذشت و آشكارترين آنها حقيقت جزاى در دنيا و آخرت است.
[٢٤] اين مثلى آشكار براى روزى موجود در آسمان و براى وعده الهام گرفته از داستان ابراهيم خليل (عليه السلام) در آن هنگام است كه فرشتگان آمدند و او را به مستجاب شدن دعايش درباره خودش (با آمدن پسرى برايش) و درباره قوم لوط (با هلاك شدن كافران) بشارت دادند.
استجابت درباره ذريّه كه خبر آن را فرشتگان آوردند، بزرگترين نعمتى