تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - شرح آيات
مقصود از شجر درختان بزرگ داراى ساق، بدان سبب كه خواستهاند ميان اين دو كلمه ارتباطى برقرار كنند، ولى آنچه از ظاهر آيه برمىآيد، به چنين تأويلى نياز ندارد، و نجم آن است كه در آسمان است و شجر همان درخت است كه در زمين است و آن را مىشناسيم، و شايد هدف از ياد كردن اين دو با هم، بيان دورترين چيزها و نزديكترين آنها به ما در طبيعت بوده باشد، و اينها هر چند در نظر جامد و بىروح به نظر مىرسند، اندازهاى از فهم و احساس دارند كه آنان را به عبادت پروردگارشان دعوت مىكند وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ «و هيچ چيز نيست جز آن كه تسبيح گويد به سپاسگزارى از پروردگارش، ولى شما ستايش و تسبيح آنها را درنمىيابيد». [٦] از آن جا كه سجود دلالت بر منتهاى خضوع و عبوديت دارد، سجود ستاره و درخت در خاضع بودن آنها نسبت به سنتهاى الاهى مربوط به خود آنها تجلّى پيدا مىكند، چه هيچ ستاره را نمىبينيم كه از مدار خود انحراف پيدا كند و هيچ درختى را كه ميوهاى جز ميوه خود به بار آورد.
در اين شك نيست كه ستاره و درخت مظهر و نمادى از رحمت خدا نسبت به انسانند، چه ستارگان را پيوند مستحكمى با قانون جاذبه در اين فضاى گسترده است، و سپس با پرتوهاى خود بر زمين و كاينات موجود در آن تأثير مىگذارند، و حتّى گفتهاند كه هر ماده در بدن انسان مقدارى از هستى و حيثيت خود را- به لطف خدا- از پرتوهاى پراكنده شده در فضا مىگيرد، و پيوند ميان ستارگان و شجر تنها علاقه و پيوند علمى نيست، بلكه كشاورزان از اين راه هنگام كشت انواع مختلف گياهان را به دست مىآورند و اوقات گرده افشانى و هرس كردن و نظاير اينها. بنا بر اين/ ٢٨٧ نبايد چنان تصور كنيم كه ستارگانى كه سالهاى نورى پرشمارى از ما فاصله دارند، علاقه و ارتباطى با ما ندارند ... و همين امر آن حديث قدسى را تفسير مىكند كه در آن چنين آمده است: «چيزها را براى تو آفريدم، و تو را براى
[٦] - الإسراء/ ٤٤.