تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٩ - شرح آيات
به حد كمال رسانيد كه مايه به هم پيوستن معلومات و انتقال خيرات از انسانى به انسان ديگر است، و از نسلى به نسل ديگر، و اگر اين مايه تمايز انسان وجود نمىداشت، تمدنى وجود پيدا نمىشد، و انسان و ديگر جانداران برابر و مساوى با يكديگر مىماندند، زندگى گربه يك ميليون سال پيش از اين با زندگى گربه زمان ما با يكديگر تفاوتى ندارد، بدان سبب كه هر يك از افراد اين جنس از جانداران در حدود غريزهها يا آزمايشهاى ذاتى آن زندگى مىكند، در صورتى كه تمدن بشرى از پيوسته شدن آزمايشها و دانشها به يكديگر و تراكم پيدا كردن آنها پديد آمده است، و اين همه وابسته به زبان است، و اگر فضل و رحمت و لطف خدا بهره او نمىشد هرگز به اين مقام استثنايى در ميان جانوران نمىرسيد.
عَلَّمَهُ الْبَيانَ «به او بيان و سخن گفتن آموخت.» اين نعمت مظهر ديگرى از نام الرحمن است، و نشانه و آيتى راهنماى به او، و آنچه بر انسان واجب است اين كه به اين نعمتها اعتراف كند، و سپاس آن را بگزارد، ولى او را مىبينى/ ٢٨٥ كه با اين نعمتها به خطيئه و ارتكاب گناه مىپردازد، و چون چنين باشد، بيان را براى پرداختن به باطل مسخّر خود كرده است.
[٥- ٦] و از سخن گفتن درباره آثار رحمت خدا در هستى و ماهيّت انسان، آيات ما را به آفاق جهان انتقال مىدهند تا مگر در آنجا تجلّيات نام الرحمن را مشاهده كنيم، و قرآن بدين گونه سخن از انسان و جهان را به يكديگر متصل مىسازد تا ما را از گرفتارى ذات به آفاق گسترده بيرون برد، و براى ما تأكيد كند كه همه كاينات نسبت به خداوند متعال خاضع و فرمانبر است، و هر چيز در جهان نقش و وظيفهاى را كه بر اثر آفريده شدن بر عهده دارد، با ملتزم بودن به آيين و نظامى كه خداوند متعال براى او ترسيم كرده است، به انجام مىرساند. چون به خورشيد بنگريد، آن را چنان مىيابيد كه با دقتى از درجه بسيار بالا حركت مىكند، و حركت آن هماهنگى كاملى با حركت ماه دارد، لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ «نه براى خورشيد شايسته است كه به ماه برسد، و نه شب بر روز پيشى مىتواند گرفت و هر يك در فلك و مدارى