تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٧ - شرح آيات
و راهنمايى تجسّم يافته در قرآن است، پس آفرينش در حدّ ذات خود رحمتى است كه بر آموزش قرآن تقدم دارد، ولى ذكر آن تأخر پيدا مىكند، بدان سبب كه هدف از آفرينش هدايت است، و اگر خدا بندگان خويش را به سوى خود راهنمايى نكند، حكمت وجود ايشان نابود مىشود. مگر پروردگار ما سبحانه و تعالى نگفت وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «جن و انس را جز براى عبادت كردن نيافريدم؟». [٤] قرآن بشر را به شناخت پروردگارش رهبرى مىكند، و چون اين معرفت، در صورتى كه ميان او و پروردگارش پردههاى غفلت و جهل و گناه وجود داشته باشد امكان پذير نيست، قرآن او را چندان پاك و پاكيزه مىسازد كه اين حجابها از ميان برود، و حتى هدف نهايى شرايع دين نيز هموار كردن راه براى رسيدن به معرفت پروردگار است. چگونه؟ از آن روى كه انسان تا موقعى كه در يك مجتمع فاسد و منحرف از سنتهاى حق زندگى مىكند، پيوسته در زير فشار است كه با آن مجتمع توافق پيدا كند، پس چگونه مىتواند خود را از اين فشارها خلاص كند و با فساد آن به معارضه بپردازد؟ و اين چيزى است كه آموزشهاى دين ضامن است، و به ما مىآموزد كه چگونه جامعهاى برتر به جاى آن مجتمع فاسد بسازيم، و اين چيزى است كه تفصيل آن را احكام ارزشمند آن بيان مىكند، و در نتيجه خواهيم دانست كه چگونه از عوامل خطا و گناه پرهيز كنيم تا بتوانيم خدا را بشناسيم. و اين چيزى است كه قرآن با هدايت و بينات خود متكفل آن است، و نيز با بصيرتها و تفصيلاتى كه نسبت به احكام و شرايع آن به دست مىآوريم. با همه اينها حكمت خلق انسان بر ما آشكار مىشود كه همان معرفت و شناخت خدا است، كه به نوبه خود رحمانيت او را نيز متجلّى مىسازد. مگر معرفت او عين كمال و نعمت محض و وسيله نزديكى و سبب تسخير آفريدگان نيست؟؟
[٤] - الطور/ ٥٦.