تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٧ - شرح آيات
ايشان پيش مىآمد، گفتند: اين ابرى است كه به ما باران خواهد داد، ولى آن چيزى بود كه براى رسيدن به آن شتاب مىورزيدند و آن بادى است كه در آن عذابى دردناك وجود دارد* همه چيز را به فرمان پروردگارش هلاك و ويران مىكند، پس چون صبح كردند، هيچ چيز جز خانههاى ايشان ديده نمىشد، و ما مردمان گناهكار و مجرم را بدين گونه جزا مىدهيم». [٤٧] [٤٥] و هنگامى كه انسان به اين حالت نفسى از گمراهى و انكار برسد، رهبرى كردن او به حق دشوار است، بدان سبب كه به آيات نظر عقلانى مجرد نمىاندازد، بلكه از خلال افكارش به آنها نظر مىاندازد، و در آن مىكوشد كه دلالتهاى واقعى و حقيقى را از آنها سلب كند، و به همين جهت بر خواننده به حق لازم نيست كه براى هدايت او اصرار ورزد و خود را به زحمت اندازد، بلكه بايد حق را براى او بيان كند و سپس او را به حال خود واگذارد، تا شخصا متوجه سرنوشت خويش شود، چه اصرار بيش از، اندازه سبب پيدا شدن حالات و صفات آميخته به خطايى همچون خشم گرفتن و ديكتاتورى نشان داده مىشود و ...
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ «پس آنان را رها كن تا با آن روزشان برخورد كنند كه در آن گرفتار صاعقه خواهند شد.» اين اشارهاى است به سرنوشت كافران در روز قيامت و عذابى كه به آنان خواهد رسيد، و چون به آخرت كافر شدند/ ١٢٩ و در زندگى از آن غفلت ورزيدند، ناگهان با آن رو به رو مىشوند.
[٤٦] و اگر مكر و كيد ايشان در دنيا براى آنان اندك فايدهاى داشت و در خدمت مصالح آنان قرار مىگرفت، و شايد گاه از لحاظ نظامى سبب پيروزى آنان بر مؤمنان مىشد، يا گاه بر سرزمينهاى ايشان غلبه پيدا مىكردند و به گمراهى مردمان مىپرداختند، اين مكر در آخرت هيچ سودى براى ايشان نخواهد داشت، و خطرى را از آنان دور نخواهد كرد.
[٤٧] - الأحقاف/ ٢٤ و ٢٥.