تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٦ - شرح آيات
در آفرينش و مشيت قاهر او) و برنامه تكامل يافته آن در آن صورت كه مؤمنان از آن پيروى مىكنند غالب شوند، و تاريخ گواهى بر اين حقيقت است.
[٤٣] و قرآن به بيان انحرافات نفسى ژرفى كه در انسان وجود دارد اشاره مىكند و مىگويد
أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ «يا ايشان را معبودى جز اللَّه است؟ و خدا منزه است از آن كه براى او شريك قايل شوند.» خدا از شركا منزه است، و انسان از آن نظر ديگرى را شريك او قرار مىدهد كه از مسئوليت بگريزد، و نتيجهاى از اعتماد بر يك اعتقاد راسخ و آشكار نيست؛ و اگر شريكى براى خدا قائل نشود، به فرمان عقل و ضمير مىبايستى به رسالت تسليم شود، و به همين سبب است كه در آن مىكوشد كه با قبول شرك نفس خود را از اين التزام خلاص كند.
/ ١٢٨ [٤٤] و چون عقايد منحرف موجود در نزد كافران و مشركان، كه آيات گذشته به آنها اشاره كرد، همه به پايان يگانهاى منتهى مىشود كه خلاص شدن از بار سنگين مسئوليت است، قرآن اين امر را فراموش نمىكند كه در ضمن بيان سنّت جزاى حاكم بر زندگى، درباره مسئوليت تأكيد كند، پس در دنيا تجليات متعددى از اين سنت تأكيد بر وجود زندگى ديگرى دارد كه آن نيز براى رسيدن به جزا است، ولى انسان در آن هنگام كه كافر يا مشرك مىشود، علامات و نشانهها او را به حقيقت نمىرساند، بلكه او آنها را به صورت مادى و منحرف تفسير مىكند، و حتى اگر آيت آشكارى را هم ببيند، براى آن قائل به تفسير دورى مىشود.
وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ «و اگر پارهاى از آسمان را در حال فرو افتادن مشاهده كنند، مىگويند كه آن ابرى متراكم است.» در سوره الأحقاف قرآن براى ما مثلى از اين نوع تفسير در نزد كافران مىزند و مىگويد فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ* تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ، كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ «پس او را ابرى ديدند كه رو به واديهاى