تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٣ - شرح آيات
اگر جن و انس براى انكار وجود كوهها با هم جمع شوند، و ميليونها دليل بياورند، آيا واقعيت تغييرى پيدا مىكند؟ هرگز ... و سبب آن است كه محور حقيقى واقعيات خارجى حق است و نه هوا و گمانها و آرزوها، و شايد معنى حكمت بالغه كه پس از اين آيه مىآيد، همين امر است، چه حكمت عبارت از وضع هر چيز در موضع آن است، و كسى بر اين توانايى دارد كه از سنن الاهى نافذ در آفرينش و آفريدگان آگاه و از نظام عادل حاكم بر هر چيز با خبر باشد، و رسالتهاى خدا از آن جهت حكمت بالغه بوده است كه انسان را به حقايق واقعى مستقر شده، و از آن جا به برنامه زندگى استوار و متكى بر اساس آنها هدايت مىكند.
[٤] و چون ارزشها استقرار يافته است (نه اهواء)، بنا بر اين بطلان عذرهاى آن كافران آشكار مىشود. مگر نه اين است كه شواهد بر راستى و درستى رسالت گواه است، پس چرا به آن كفر ورزيدند؟ آيا خبرهاى متواتر از آن نرسيده بود كه هر كس به آنها كفر ورزيد هلاك شد، در صورتى كه همين براى بازداشتن آنان از كفر بسنده بود؟
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ «و به آنان خبرهايى رسيد كه در آنها عامل بازداشتن وجود داشت.» از اين خبرها است آيه انشقاق قمر، و مزدجر ترساندن و به هراس انداختن است، و پروردگار ما تنها به فرستادن آيات و بيان قوانين براى انسان بسنده نكرد، بلكه در آن هنگام كه شخص را از مخالفت بر حذر مىداشت، بر او حجت بالغه اقامه مىكرد و مىگفت: «چرا براى ما رسولى نفرستادى كه ما را بيم دهد،/ ٢١٦ و پرچم هدايت كنندهاى براى ما برنيفراشتى تا، پيش از آن كه به ذلت و خوارى مبتلا شويم، از آيات تو پيروى كرده باشيم؟». [١١] [٥] و در آيات خدا هرگز نقصى وجود ندارد، بلكه در آنها حجت قاطع مشاهده مىشود، چه خداوند متعال آنها را به درجهاى از وضوح و كمال قرار داده
[١١] - مفاتيح الجنان، دعاى ندبه.