تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - شرح آيات
/ ١٢٥ آن كه شايسته اطاعت است و تسليم شدن به رهبرى او، كسى نيست كه ظاهرى از ثروت و اندكى سيطره داشته باشد كه با آنچه در نزد خدا وجود دارد قابل مقايسه نيست، و آنان خود معتقدند كه افزارى براى دست يافتن به غيب و دانستن اين كه در ژرفناهاى زمين و جاهاى دور فضا چه چيزها وجود دارد در اختيار ندارند، و از اين كه در قدر الاهى چه چيزها نهان است و فردا چه خواهد شد بىخبرند، و از اين كه ارواح و فرشتگان و جن و عوالم ايشان چگونه است هيچ چيز نمىدانند.
رهبرى و فضيلت مخصوص كسى است كه به ميانجيگرى وحى با خدا اتصال داشته باشد، و او رسول (ص) است، و شايد اختيار كلمه «فيه» در اين آيه و پرهيز كردن از تعبير «به» براى است كه به سبب نردبان شنيدن صورت نمىگيرد، بلكه بالا رفتن در چنين نردبان است كه وسيله شنيدن را فراهم مىآورد، و چون چنين گمان مىكردند كه از غيب آگاهى دارند، بنا بر اين شايسته است كه حجت و برهانى قاطع براى آن اقامه كنند.
فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ «پس شنونده ايشان برهانى آشكار ارائه كند.» كه در كليت و شمول و زيبايى اسلوب و تسلط بر عقل و نفس انسان همچون قرآن باشد، و هيچ راهى به اين كار ندارند.
[٣٩] و چگونه مىتوانند اين كسان برهانى قاطع بياورند در صورتى كه جز از گمان پيروى نمىكنند، و به چيزى جز باطل اعتقاد ندارند، و اگر جز اين مىبود مگر مىتوانستند بگويند كه خدا دختر دارد و آنان پسر؟! و چه دليلى براى آن مىداشتند؟
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ «يا اين كه او دختران دارد و شما پسران.» پس در سورة الزّخرف علاجى فراگير براى اين عقيده منحرف مشركان مىيابيم كه خداى تعالى در قرآن در اين باره چنين مىگويد أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ* وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ* أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ