الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٥ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
تعريف و تنكير امرى است لازم و باتّفاق ادباء رعايتش واجب مىباشد.
سپس مىگويد:
از اين سخن كه بگذريم اساسا گفته زمخشرى صحيح نيست و نمىتوان گفت « عدن » علم است و معرفه مىباشد بلكه حقّ آنستكه « عدن » مصدر است براى « عدن » بمعناى اقامت كرد، بنابراين نكره مىباشد.
و امّا اينكه گفت كلمه « الّتى » در آيه شريفه «جنّاتعدن الّتى وعد الرّحمن الخ» صفت است براى جنّات عدن، پس مىبايد « عدن » معرفه باشد، در جواب مىگوئيم:
الّتى بدل است از آن نه صفت و بدل واقع شدن معرفه از اسم نكره بدون اشكال مىباشد پس در تركيب آيه «انّللمتّقين لحسن مآب الخ» مىگوئيم:
جنّات عدن بدل است از « حسن مآب» و مفتحه يا حال است از جنّات و يا صفت است براى آن و امّا حال بودنش از جنّات بخاطر آنستكه جنّات بواسطه اضافه به « عدن » كسب تخصيص نموده از اينرو مىتوان برايش حال آورد.
و امّا صفت بودنش از جنّات بدون مانع بوده چون هردو نكره مىباشند.
ناگفته نماند كه صفت بودن « مفتحة » از « حسن مآب» صحيح نيست زيرا « حسن » مذكّر است و صفتش نيز بايد مذكّر باشد در حاليكه « مفتحة » بصيغه تأنيث آورده شده از اين گذشته مانع ديگرى براى صفت بودن مفتحة نسبت به « حسن مآب» وجود دارد و آن اينستكه طبق آنچه گفتيم جنّات عدن بدل است براى « حسن مآب» حال اگر مفتحة را بخواهيم صفت حسن مآب بدانيم لازم مىآيد بدل را بر صفت مقدّم كرده باشيم در حاليكه اين امر جايز نيست بلكه تقديم صفت بر بدل واجب و لازم است.
و امّا كلمه « الابواب » بايد بگوئيم كه يا نائب فاعل است براى « مفتحة » و يا بدل است از ضمير مستتر رد « مفتحة » ولى تركيب اوّل يعنى نائب