الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٨ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
مؤلّف گويد:
فرق بين آيه شريفه و اينمثال آنستكه كلمه « ضربا » در مثال چون در ضمير « ايّاه » عمل كرده لاجرم از عمل در زيد روى گردانيده و آنرا معمول براى عاملى قرار داده كه خود مفسّر آن مىباشد بخلاف « تعسّا » در آيه كه عمل در « لهم » ننموده لذا براى مفسّر بودن عامل محذوف صلاحيّت ندارد.
قوله: خلافا لجماعة: يعنى جماعت آيه و دو مثال مذكور را از باب اشتغال دانستهاند.
قوله: منهم ابو حيّان: ضمير در « منهم » به جماعت راجع است.
قوله: لانّ اللّام تتعلّق بمحذوف: علّت است براى « و لا يكون الّذين منصوبا».
قوله: لانّه لا يتعدّى بالحرف: ضمير در « لانّه » به مصدر راجع است.
قوله: لانّها لازمة: ضمير در « لانّها » به لام در آيه و دو مثال راجع است.
قوله: سل بنى اسرائيل الخ: آيه (٢١١) از سوره بقره.
مؤلّف گويد:
كلمه « سل » در آيه شريفه از افعال دومفعولى است لذا « بنى اسرائيل» مفعول اوّل آن بوده و « كم » استفهاميّه مبتداء و جمله « آتيناهم » خبرش مىباشد و جمله اسميّه مفعول دوّم است براى « سل » كه بواسطه استفهاميّه بودن « كم » سل از عمل در آن معلّق شده است.
قوله: لآتينا مقدّرا بعده: يعنى بعد از « كم » .
قوله: و ان قدّرتها بيانا لكم: ضمير در « قدّرتها » به « من » راجع است.
قوله: كما هى بيان لما: ضمير « هى » به من راجع است.
قوله: ما ننسخ من آية: آيه (١٠٦) از سوره بقره.
قوله: لم يجز واحد من الوجهين: مقصود از « وجهين » مبتداء بودن كم و مفعول واقع شدنش مىباشد.
قوله: لعدم الرّاجع حينئذ: يعنى حين تكون « من » بيانا لكم.