الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٢ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
مصنّف گويد:
آنچه ابن شجرى در امالى از اكثر نحويّين نقل نمودهو به سيبويه نيز نسبت داده با نقل ديگران مخالف است چه آنكه وى اينطور گفت كه سيبويه حذف جارّ و مجرور را تدريجا مىداند در حاليكه ديگران مىگويند سيبويه معتقد است جارّ و مجرور با هم حذف شدهاند.
ابو حيّان اينطور پنداشته كه در آيه اوّلى يعنى «واتّقوا يوما لا تجزى نفس الخ» سزاوار اينستكه ضمير مقدّر گرفته نشود بلكه بايد بگوئيم اصل يوما يوم لا يجزى بوده يعنى يوم دوّم بدل از يوم اوّل آمده سپس مضاف يعنى يوم دوّم حذف گرديد.
مصنّف در مقام تضعيف گفته ابو حيّان مىگويد:
معلوم نيست كه مضاف بجمله حذف شود تا بتوان در اينجا بر آن قياس نمود.
از اين گذشته اگر ابو حيّان پس از حذف مضاف مدّعى باشد كه جمله مضاف اليه بر محلّ خود يعنى جرّ باقى است اين كلامى است شاذّ و نادرست و اگر بگويد از مضاف نيابت كرده و اعراب آن را گرفته پس بايد ملتزيم شويم كه جمله در مثل چنين موضعى مفعول براى « اتّقوا » نمىباشد.
توضيح
گفته شد « يوم » دوّم بدل است از « يوما » و جمله «لاتجزى نفس الخ» مضاف اليه « يوم » مىباشد حال اگر مضاف را محذوف دانسته و مضاف اليه را بجايش قرار دهيم و اعراب مضاف را برايش فرض كنيم مىبايد جمله مزبور منصوب باشد بنابر مفعوليّت زيرا « يوم » دوّم بدل از « يوما » مىباشد و « يوما » چون مفعول « اتّقوا » است لاجرم « يوم » دوّم نيز بايد مفعول آن بحساب آيد چنانچه پس از حذف « يوم » و قرار گرفتن مضاف اليه بجايش مىبايد مضاف اليه نيز مفعول « اتّقوا » فرض شود در حاليكه تنها مفعول مادّه « قول » و