الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٠ - تضعيف رأى ابن الحاج
قوله: تقدم فى موضعه: يعنى در باب دوّم در بحث جمله ششم از جملاتى كه محلّ از اعراب دارند.
متن:
السّابع
العطف بالواو، اجازه هشام وحده نحو « زيد قامت هند و اكرمها» و نحو « زيد قام و قعدت هند» بناء على ان الواو للجمع، فالجملتان كالجملة كمسألة الفاء، و انّما الواو للجمع فى المفردات لا فى الجمل، بدليل جواز « هذان قائم و قاعد» دون « هذان يقوم و قعد».
ترجمه:
رابط هفتم
رابط هفتم آنستكه بجاى « فاء » عاطف « واو » باشد، اينمسئله را تنها بان هشام اجازه داده مانند: زيد قامت هند و اكرمها (زيد ايستاد هند و زيد او را اكرام نمود).
شاهد در جمله « اكرمها » است كه مشتمل بر ضمير « زيد » بوده و با « واو » به « قامت هند» عطف شده كه از ضمير زيد خالى مىباشد.
و مانند:
زيد قام و قعدت هند (زيد ايستاد و هند نشست).
شاهد در جمله « قعدت » است كه خالى از ضمير « زيد » بوده و به « قام » كه ضمير « زيد » را داراست عطف شده البتّه ايندو مثال و نظائر آنها شاهد بودنشان براى مسئله هفتم مبتنى بر آنستكه واو براى مطلق است لذا دو جمله متعاطف بمنزله يك جمله محسوب شده كه داراى رابط مىباشد در نتيجه بايد بگوئيم:
مسئله « واو » همچون مسئله « فاء » مىباشد منتهى واو براى جمع در مفردات بوده نه جمل بدليل آنكه جايز است بگوئيم: هذان قائم و قاعد ولى گفتن هذان يقوم و يقعد صحيح نيست زيرا « يقوم » و « يقعد » فعل بوده و جمله